1- مقدّمۀ مصحّح چاپ علمیّۀ اسلامیّه / شرح حال و آثار شیخ صدوق (أعلی اللهُ مقامَه)
***((اعتقادات شیعه))***
[از زبان رئیس اهل حدیث: شيخ صدوق (أعلی الله مقامه)]
[ترجمه: میر سیّد محمّد علی حسنى طباطبائی یزدی-
از علماء عهد فتحعلی شاه قاجار]:
مقدمه، ص: 1
[پيشگفتار مصحّح]:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
رئيس المُحدِّثين ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابَوَيهِ القمّى ملقب به (صدوق) [متوفـّای 381 هجری قمری] بزرگترين فرد علمی خاندان بابَوَيه است. جد بزرگ اين خانوادۀ دانشمند - كه در طول چند قرن فضلاى نام آورى بعالم دين و دانش تقديم داشته - بابويه نام داشت. علماى شيعه متفقاند كه صدوق و برادر بزرگترش بدعاى حضرت ولىّ عصر [امام زمان](ع) بدنيا آمدند.
شيخ طوسى [م460ق] نقل مينمايد كه على بن موسى بن بابويه دختر ِعموى خود محمد بن موسى بن بابويه را در حباله نكاح داشت و از او اولادى نداشت، نامه بخدمت شيخ أبو القاسم حسين بن رَوح [نوبختی] - سومين نائب خاص امام عصر (ع) در غيبت صغرى - نوشت كه از حضرت بخواهد كه خدا را بخواند تا باو فرزندان فقيهى مرحمت شود. از ناحيه مقدسه جواب آمد كه: "از اين زن اولادى براى تو نخواهد آمد، ولى از جاريه [=کنیزی] ديلميّه [= منسوب به دیلم، نواحی گیلان] دو پسر فقيه نصيب تو خواهد شد"؛ و همين طور هم شد. خداوند متعال سه فرزند پسر باو عطا فرمود كه اولى و سومى فقيه بودند: محمد و حسين؛ و دومى حسن از اهل عبادت و كنارهگير از خلق بود.
شيخ صدوق [فقیهی اخباری مشرب و] در حفظ حديث در عصر خويش بى نظير و مورد مراجعه شيعيان قم و خراسان بود و بلكه از بصره و كوفه و مصر و مدائن و قزوين و غيرها در فتاوى دينى باو رجوع مىنمودند.
بخواهش ركن الدوله ديلمى از قم به رى سفرى نمود و پس از آن سفرهاى زيادى هم بشهرهاى نيشابور و عراق و بغداد و كوفه و مشهد نموده و از علماى اين ديار و بلاد بلخ [در شمال افغانستان] و همدان و سرخس [در شمال شرق خراسان] و فـَرغانه و سمرقند [هردو در ازبکستان] و اُشروسَنـَه [در تاجیکستان] اخذ حديث كرده است.
مُعَظـٌَّم لـَه علاوه بر مقام افتاء و تعليم مسائل دينى بشيعيان و تدريس علوم آل محمد [صلوات الله علیهم] بشاگردان و با اينكه مدت زيادى از عمر او در سفرها صرف شده موفق گرديد تا حدود سيصد جلد كتاب تصنيف بنمايد و كتاب "[فقیهُ] مَن لا يَحضـُرُهُ الفقيهُ" او [بمعنی: فقیه برای کسیکه نزد او فقیهی حاضر نباشد]، كه يكى از چهار كتاب معروف مذهب جعفرى [=کتب اربعۀ صحیحه – یا: صِحاح اربعۀ شیعه: 1- کافی شیخ کـُلـَینی/ 2- من لا یحضر شیخ صدوق/ 3- تهذیب و 4- استبصار شیخ طوسی – که تمامی احادیث آنها صحیح و معتبر میباشد] است، عظمت علمى اين مرد جليل را ميرساند. بديهى است كثرت تأليفات او صدمه بوَثاقت [=مورد اطمینان و وثوق بودن] او نميرساند و حقيقتا اين كثرتِ كار او را جز بدعاى حضرت ولى عصر عَجَّلَ اللَّهُ تعالىَ فرَجَهُ و قوت حافظه عجيب خدادادى او بچيز ديگرى نميتوان حمل نمود و بهمين جهت علماى اعلام مَراسيل او [= جمع مُرسَلـَة = حدیثی که در سند آن افتادگی و ارسال به خود معصوم باشد] را مانند مَراسيل ابن ابى عُمَير [و بلکه دیگر مؤلفان کتب اربعه و کتب قدیمۀ حدیث امامیّه] ميدانند [که هیچیک از این کتب قدیمه محتاج بررسی سند نیست؛ زیرا ایشان متخصّص شناخت و دِرایَتِ حدیث بوده اند و تا اطمینان نمیکردند که حدیثی معتبر است هرگز بخود اجازۀ نقل آنرا نمیداده اند و اگر اسناد برخی احادیث در این کتب، مجهول یا ضعیف هم باشد، باز هم ضرری به اعتبار و صحّت آن حدیث نمیرساند؛ زیرا قرائن بر صحّت آن حدیث بقدری بوده که ضعف یا مجهولیّت رجال سند را جبران میکرده است – رجوع شود به جلد اوّل "مُهَذ َّبُ الأحکام – فی شرح العُروَة الوُثقیَ" از: مرحوم آیت الله سیّد عبدالأعلی سبزواری – مرجع فقید نجف – م1372ش – که در آن اعتبار و صحّت جمیع کتب قدماء امامیّه و بی نیازی ما از علم رجال را اثبات فرموده است و نیز: "الفوائد الرّضویّة" در علم اصول فقه، از: مرحوم حاجّ آقا رضا همدانی – م1322ق – که در آن بوضوح این مسأله را روشن ساخته است] و شدت دقت او [= صدوق] در نقل حديث تا بدان جا بوده كه در كتابهائى مانند اَمالِىّ [جمع اِملاء] و عُيون اخبار ِالرِّضا(ع) محل روايت و نام راوى و تاريخ روز و ماه و سال استماع روايت را ضبط كرده و همين لقب صدوق مطلق كه [از جانب امام زمان–عج- در جریان دعای مذکور] باو داده شده بزرگترين دليل توثيق او ميباشد.
اين بزرگوار در حدود بيست و چند سال در غيبت صغرى و در حيات پدر و شيخش كلينى [صاحِب "الکافی"] ميزيسته (على بن محمد سَمُرى و كلينى و [علیّ بن بابَوَیه=] پدر صدوق هر سه نفر در سال 329 هجرى رحلت نمودند) و در سال سيصد و هشتاد و يك پس از هفتاد و چند سال عمر سراسر افتخار چشم از دار فانى بربست و مخزنى از علوم و آثار حضرت رسول اكرم (صَلـَّى اللَّهُ علـَيهِ و آلِهِ و سَلّمَ) و اهل بيت اطهارش را براى آيندگان آماده و مورد استفاده قرار داد و شاگردانى بمانند شيخ مفيد را براى عالم تشيع پروراند و كتبى بمانند مَن لا يَحضرُهُ الفقيه و عيون اخبار الرّضا(ع) و اَمالىّ و توحيد و خِصال و ... را از خود بيادگار گذاشت.
قبر شريف آن بزرگوار در [ایران- در جنوب شهر] تهران [= شهر رى] در باغ مُصفـّائى [معروف به: مقبرۀ ابن بابَوَیه] مورد زيارت خاص و عامّ است. رضوانُ اللَّهِِ علـَيهِ و كـَثــَّرَ اللَّهُ اَمثالـَه. [در بخش عربی 184 اثر از آثار شیخ صدوق معرّفی شده است؛ رجوع شود. در اینجا برای فارسی زبانان، تنها چند اثر از آثار مذکور را مورد اشاره قرار می دهیم:
1- فقیهُ مَن لا یَحضـُرُهُ الفقیهُ: توضیح آن گذشت... و صدوق هنگامی که در قصَبۀ "ایلاق" = Igran = از توابع تاشکند – چاچ قدیم – پایتخت ازبکستان امروزی، در مسافرت بوده، در پی درخواست شیعیان دور از ایران و عِراق، برای آنها به عنوان خودآموز فقه شیعه نوشت و نام آنرا به سیاق نام کتاب محمّد بن زکریّای رازی – طبیب و شیمیدان معروف شیعه، م 313ق – که "طبیبُ مَن لا یحضرُهُ الطبیبُ" بوده، انتخاب کرد؛ چنانکه خود در مقدّمه اشاره نموده است.
2- مدینة العلم: بزرگتر و کاملتر از من لا یحضر بوده و به گفتۀ آقا بزرگ طهرانی در الذریعة (20/251): ((... خامس(=پنجمین) کتب اربعۀ شیعه بوده ... و ابن شهرآشوب مازندرانی در "معالم العلماء" گفته که: مدینة العلم 10 جزء و من لا یحضر 4 جزء – یعنی کمتر از نصف آن – می باشد... ولی متأسّفانه نسخۀ این کتاب ارزشمند و مهمّ، از عهد پدر شیخ بهائی (شیخ حسین بن عبد الصمد عاملی – م984ق) که ظاهراً آن را دیده...، مفقود شده است و مرحوم علامه محمّد باقر مجلسی(م1110ق) اموال هنگفتی را صرف جستجوی این کتاب نمود ولی به آن دست نیافت [ و گویند نسخه ای از مدینة العلم نزد سیّد محمّد میرلوحی اصفهانی – از مخالفین علامۀ مجلسی که در حق آن بزرگوار حسادت می نمود – موجود بوده و علامه از او درخواست فرموده که این کتاب را به وی امانت بدهد تا در مجموعۀ "بحارالانوار" بیاورد، که مبادا بر اثر حوادث دهر، نابود شود؛ امّا میر لوحی امتناع کرده و از روی حسادت، قبول نمیکند؛ لذا پس از حملۀ افغان به ایران– 1135ق – و اشغال اصفهان و قتل علماء اخباری و غارت کتابخانه های آن، دیگر هیچ اثری از "مدینة العلم" – که اصلی ترین کتاب شیخ صدوق و مهمتر از من لا یحضر او بوده - به دست نمی آید... – دایرة المعارف علم و مذهب، دکتر سیّد ابراهیم مهدوی اصفهانی، ذیل مدخل "مدینة العلم – کتاب"]؛ و نیز مرحوم سیّد محمّد باقر شفتی اصفهانی [حجّة الإسلام عصر فتحعلیشاه قاجار، مدفون در مقبرۀ جنب "مسجد سیّد" اصفهان – م1260ق] در امر طلب نسخه ای از این کتاب، مال بسیاری خرج نمود و نتیجه ای نگرفت...)). جهت رؤیت عبارت عربی الذریعة، به بخش عربی همین سایت مراجعه شود (کتاب رقم 9 از آثار شیخ صدوق). دکتر مهدوی در دایرة المعارف مذکور، در اظهار تأسّف از عملکرد میرلوحی و همکاری نکردن او با علامۀ مجلسی در إحیاء این میراث گرانسنگ شیعه، این دوبیتی را از شاعری نقل میکند: (دردا ! که دوای دردِ پنهانی ما * افسوس! که چارۀ پریشانی ما * در عهدۀ جمعیست که پنداشته اند * آبادی خویش را زِ ویرانی ما!!).
3- التـَّوحید: در خداشناسی، طبق روایات اهل بیت (ع) و به دور از آلودگیها و خیالات فلسفی و کلامی؛ که به فارسی نیز ترجمه و مکرّراً چاپ شده است.
4- عِلـَلُ الـشـَّرایع: در بیان برخی علتها و حکمتهای احکام شرع و دین، و سنن الهی در جهان؛ که به فارسی نیز ترجمه و مکرّراً چاپ شده است.
5- عُیونُ أخبارِ الرِّضا (ع) (= چشمه های احادیث امام رضا – ع): در عقاید و احکام و مناظرات با مخالفان؛ که به فارسی نیز ترجمه و مکرّراً چاپ شده است.
6- اِکمالُ الدّین و اِتمامُ النـِّعمَة – یا: کمالُ الدّین و تمامُ النعمة: در اثبات امامت امام دوازدهم شیعه، حضرت مَهدِیّ(عجَّلَ اللهُ فرَجَهُ) و اثبات ممکن بودن طول عمر او – با ذکر شواهدی تاریخی – و نیز غیبت آن حضرت و مقایسۀ آن با غیبت بسیاری از پیامبران؛ و ذکر توقیعات (= نامه های صادر شدۀ) آن حضرت و شناخت برخی تکالیف دوران غیبت امام زمان(عج) و برخی از علائم ظهور و شناخت مدّعیان دروغین و... شیخ صدوق، این کتاب را به امر خود حضرت نوشته است... که به فارسی نیز ترجمه و مکرّراً چاپ شده است.
7- الرَّجعَة: در اثبات رجوع و بازگشت نیکان بسیار نیک و بدان بسیار بد، در دورۀ ظهور آن حضرت(عج)،و زنده شدن جسم آنها جهت مجازات و عبرت خلایق؛ و حکومت نمودن تمامی امامان قبل، پس از آن حضرت.
8- ثوابُ الأعمال و عِقابُ الأعمال: در اصل دو کتاب بوده ولی اکنون در یک جلد و به فارسی نیز ترجمه و مکرّراً چاپ شده است. در این دو کتاب، ثواب و فضیلت بسیاری از اعمال دینی و آداب و سنن مذهبی شیعه و نیز، گناه و عقوبت بسیاری از گناهان در دنیا و آخرت و زشتی آنها نزد خدا و ملائکه بیان شده است؛ از آن جمله: شدید بودن گناه نواختن موسیقی و خواندن غِناء (= سرود و آواز) ویا گوش کردن به آن دو، و نیز عظمت گناه بازی با آلات قِمار و نرد(=تخته) و شطرنج – ولو بدون شرط برد و باخت – و حتی نگاه کردن به بازیگران و مسابقات آنها...، و شدّت عقوبت رابطه و دوستی با نامحرم و نیز عقوبتهای بزرگ گناهان جنسی و...؛ که همگی به صراحت در احادیث ائمّۀ اطهار(ع) بیان شده و راه را برای هر توجیهی بسته است.
9- صفات الشـّیعَة: در صفاتی که باید یک شیعه از نظر اخلاق و رفتار و ظاهر و باطن دارا باشد... که به فارسی نیز ترجمه و چاپ شده است.
10- فضائل الشـّیعَة/ یا: فضلُ الشیعة: در فضیلتها و نکویی های شیعیان و پاداشهای ایشان نزد خدا و در آخرت... که به فارسی نیز ترجمه وً چاپ شده است.
11- حقوق الإخوان: در بیان حقوق برادران دینی بر یکدیگر و آداب برادری...
12- أخبارُ سلمانَ(ع) و زُهدُهُ و فضائلـُهُ: در شرح احوال سلمان فارسی و چگونگی آشنایی او با اسلام و پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) و حقی که جناب سلمان بر ما ایرانیان دارد؛ که ما را از جاهلیّت آتش پرستی بیرون آورد و به نعمت اسلام و تشیّع مفتخِر ساخت.
13- اخبارُ عبدِالعظیم بن عبدِاللهِ الحَسَنی(ع): در شرح احوال امامزاده شاه عبد العظیم(ع) مدفون در شهر ری تهران؛ و عظمت مقام او.
14- اِبطالُ الغـُلـُوِّ و التـَّقصیر: در باطل بودن غلوّ(=زیاده گویی) و تقصیر(=کوته اندیشی) در حقّ ائمّۀ اطهار(ع).
15- تحریمُ الفـُقـّاع: در حرام بودن آب جو(ماء الشعیر مُسکِر = دارای الکل و مست کننده).
16- المَلاهی: در حرام بودن هرگونه استعمال آلات موسیقی، و اثبات اینکه هر نوع موسیقی، حرام است و از مصادیق لهو و لعِب میباشد (ملاهی جمع مِلهَی – بر وزن پیدا – آلت و ابزار لهو و ساز و آهنگ است).
17- المُتعَة: در بیان حلال بودن ازدواج موقت و ارزش آن برای جامعه؛ برعکس سُنـّیان که آن را به تبعیّت از عُمَر حرام میدانند و غریزۀ جنسی جوانان را سرکوب می کنند.
18- إعتقاد الإمامیّة / یا: الإعتقادات: رسالۀ حاضر که در سایت ارائه می دهیم؛ که به فارسی نیز ترجمه و مکرّراً چاپ شده است.




