21- خاتمۀ اعتقادات مجلسی(ره) – در انتخاب مطالب مختصّ به عقائد، از باب دوّم (در آنچه به کیفیت عمل مربوط است)(وصایای علاّمۀ مجلسی) :

چاپ

... و آنگاه تفکّر کند در فناء دنیا و دگرگون شدن حالات آن، به اینکه هیچ اعتمادی بر دنیا و عزت و افتخارات آن نیست ، و باید به روایاتی که در این باره از ائمه (علیهِمُ ‌السّلام) رسیده رجوع کند و نه به کَلِمات غیر ایشان، چرا که در سخنان صادره از سرچشمه ‌های وحی والهام تأثیر عجیبی است که در کلمات دیگران نیست، هر چند مطلب یکی باشد. عِلاوَه بر آن، در کلمات غیر ائمۀ اطهار (علیهِمُ ‌السّلام) مانند کلمات غزالی و ابو طالب مکّی [از مشایخ صوفیّه –لَعَنَهُمُ اللهُ– که اوّلی "اِحیاء العلوم" و کتبی دیگر نوشته و دوّمی "قوت القلوب" و کتابهای دیگری نگاشته است – ش] و امثال آنها، حقّ و باطل مخلوط است و آنها در ضمن گفتن کلمات حق، مطالب باطل را هم در نظر توجّه کنندگان جلوه میدهند تا ایشان را در دامها و فریب های خودشان داخل کنند!
...پس بر انسان واجب است که در تخلـّی از اخلاق بد کوشش کند و خود را به اخلاق حسنه آراسته‌ نماید. و صوفی گمان برده است که آن دو به این حاصل ‌میشود که انسان مَألوفات [= چیزهای مورد انس و الفت] خود را ترک گوید و از مردم کناره ‌گیری نماید و کارهای با مَشَقَّت مرتکب شود و مُلازِم گرسنگی بسیار شود که بدن را کاهیده (= ضعیف و ناتوان) (یا: هلاک خ ل) کند و دائماً در شب بیدار بماند و سایر چیزها و آداب و رسومی که برای خودشان دارند. و من [= علاّمۀ مجلسی] یافته‌ام کسانی را که این شرایط سخت را بر خود هموار کرده‌اند، بر اخلاق پَست شان افزوده شده و از اخلاق حَسَنۀ شان کاسته گشته است، زیرا سوداء (در اصطلاح طبّ قدیم، از اَخلاط چهارگانه بدن، نیز بمعنی مرض مالیخولیا – اسکیزوفِرِنی، یا جنون و افسردگی توأم با تخیّل و توهّم) بر ایشان غلبه نموده و به جهت سوء اخلاقشان ممکن نبود که کلمه ‌ای با آن‌ها سخن بگویی! و تکبر و خودپسندی چنان در ایشان قوی شده بود که گمان ‌میکردند ایشان از درجه انبیاء(ع) هم تجاوز کرده‌اند!! و جمیع خلایق را دشمن دانسته و از ایشان وحشت داشتند!! و سایر صفات شان هم چنین بود؛ و لیکن این امور برای مردم ظاهر نمی ‌شود، چرا که آنها با مردم معامله و معاشرتی ندارند.
... و افضل دعائی که در توسّل خوانده میشود دو دعاء است که در "صحیفۀ کاملۀ سجّادیّه(ع)" است، یکی دعای "مکارم الاخلاق" (= درخواست توفیق برای خوهای ستوده و کردارهای پسندیده) و دیگری دعای "الاستعاذة مِن سُوءِ الاخلاق" (= پناه بردن به خدای تعالی از سختی‌ها و بدی اخلاق و کردارهای نکوهیده). و مواظبت بر عبادتهای شرعیه با همان شرایط، در رفع آن مُهلِکات کفایت می‌کند و احتیاجی نیست به اینکه انسان مرتکب بدعت شود و چیزهایی که در دین نرسیده تشریع نماید [مانند دستور اذکار بدعت آمیز اساتید اخلاق و عرفان و سیر و سلوک!! که شکّی در حرام بودن جمیع آنها نیست، زیرا یقیناً همگی بدعت هستند – ش]؛ و خلاصه، این گونه کارها، فاسد را به اَفسَد [= بد را به بدتر] دفع کردن است!
...و به تحقیق دربارۀ تمام آنچه که برای تو ذکر شد اخبار بسیار صحیحی رسیده است و اگر تو به اهل بیت پیامبر خود(ص) ایمان داری به آنها شکّ نداشته باش، چرا که این اذکار از آن وِردهائی که جاهلان بدعت گذار اهل خِلاف[=سُنّیان] که پیروی از اهل بیت(ع) را ترک کرده‌ اند، جهت "گشایش کارها" بهم بافته اند [= اَوراد فتحیّه]، بهتر است.
و به خواندن نماز جعفر ابن ابیطالب(ع) [= جعفر طیّار – ع]، مواظبت کن تا اقلاًّ در هر هفته یکبار آن را بخوانی؛ و نیز آنرا در وقت شداید و گرفتاریها بخوان؛ چرا که برای برآورده شدن حاجات، مُجرَّب است.
و بر تو لازم است که کتب دعا را به دست آوری و اعمال مختصّ روز‌ها و شبهای آنها را به جای آوری، چرا که برای هر یک از آنها برای تقرب به خداوند تعالی اثر خاصی میباشد؛ و مبادا از اعمالی که در کتب معتبره شیعه ندیده ای، مُتابَعَت کنی، چرا که رسول خدا (صلَّی ‌اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سَلَّم) فرمود: «عمل کمی که موافق سنّت ما باشد بهتر از عمل زیادی است که در بدعت باشد».
...و مراقب باش که با فاسقین [= اهل معصیت] و ظالمین کمتر مُصاحَبَت کنی؛ چرا که همصحبتی با آنها در قَساوَت قلب و دوری تو از خداوند تأثیر عظیمی دارد. مگر اینکه در مصاحبت با آنها مقصودت هدایت ایشان یا دفع ظلم از مظلومی و یا از جهت تقیّه (و محفوظ بودن از شرّ آنها) باشد. و مراقب باش به اینکه همنشین و هم صحبتی اختیار کنی که برای تو در امر آخِرَتت کمک و یاور باشد و با هر کس که او را می بینی رفاقت مکن، چرا که همصحبتی با اکثر اهل زمانۀ تو، به دین و دنیای تو ضرر می ‌رساند! حواریّون به حضرت عیسی (علیه ‌السّلام) گفتند: «یا روحَ‌ الله، با چه کسی هم ‌نشینی کنیم؟ فرمود: «با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد و سخن او بر علم شما بیافزاید و عمل او شما را به آخرت ترغیب نماید».
...و بر تو باد که روایات وارده در صفات مؤمنین و پرهیزکاران را مطالعه کنی، خصوصاً خطبۀ حضرت امیر المؤمنین علی (علیه ‌السّلام) را که به "هَمّام" آنرا فرموده اند؛ و پدر علاّمۀ من (مرحوم ملاّ محمد تقی مجلسی) - قدَّسَ ‌اللهُ رُوحَهُ - شرح جامعی بر آن نوشته است، پس آن را مطالعه کن.
سپس ای برادر من، بدانکه آنچه در این رساله برایت بیان کردم، همه را از معادن نـُبُوّت گرفته ‌ام و به دلخواه خود چیزی نگفته ‌ام. و بپرهیز از اینکه گمان کنی پدر علاّمۀ من (ملاّ محمّد تقی) - نَوَّرَ اللهُ ضَریحَهُ - از صوفیّه بوده و به مَسالِک و مذاهب ایشان اعتقاد داشته!! چنین مطلبی از پدرم دور است! و چگونه می ‌تواند چنین باشد و حال آنکه وی از اهل زمان خودش به اخبار اهل بیت (علیهِمُ ‌السّلام) مأنوس تر و عالِمتر و عامِلتر بود؛ بلکه او پیرو مسلک زهد و پرهیزگاری [مشروع – ش] بوده است. ولی در اوائل امر، خودش را صوفی نامیده بود تا این که صوفیه بر دوستی با او رغبت پیدا کرده و از او خوفی نداشته باشند، تا بتواند آنها را از گفتارهای فاسد و کارهای بدعت نهاده شده، باز دارد؛ و بسیاری از ایشان را هم با همین مُجادَلۀ حَسَنه (= مباحثۀ نیکو) بسوی حق هدایت کرد؛ و زمانیکه در اواخر عمرش دید که آن مَصلَحَت از بین رفت و پرچمهای گمراهی و طغیان برافراشته شد و احزاب شیطان غالب گشتند، و وقتی که دانست ایشان از دشمنان خداوند هستند صریحاً از ایشان بیزاری جُست و آنها را از جهت عقاید باطلۀ شان تکفیر می نمود؛ و من بیش از همه بر طریق پدرم آشنایی دارم و نوشته جاتش دربارۀ صوفیّه [و گمراهی ایشان] نزد من است.
و باشد این مطلب، آخِرین چیزی که خواستیم آن را در این رساله ذکر کنیم. و امید دارم از فضل خدای تعالی، که او تو را به آنچه را که برایت بیان کردم، سود بخشد. و از تو خواهش دارم که در مَظانّ [= موارد گمان] استجابت دعا، من را هم فراموش نکنی. خداوند ما را و تو را به آنچه که دوست می‌دارد و راضی است، موفّق بدارد و ما و تو را از کسانی قرار دهد که وقتی مُتذکِّر شدیم، آن تذکّر به حال ما سودمند باشد. و السّلامُ و الصَّلاة ُعَلَی النَّبیِّ الهُدیٰ و آلِهِ العُظَماءِ.

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh