20- اعتقادات مجلسی(ره)– معاد، جسمانی است به ضرورت دین اسلام – حساب و کتاب و کاتبان اعمال و شَفاعَت و صِراط و میزان و جاودانگی کافِران در آتش جهنّم و سایر احوال قیامت، حقّ و ضروریست:
و واجب است معتقد باشی به اینکه خداوند تعالی در روز محشر همه مردم را زنده میکند و ارواحشان را به بدن اولیه خودشان باز میگرداند و اگر کسی این مطلب را انکار کند و یا آن را طوری تأویل نماید که موجب انکار ظاهری آن باشد - چنانکه در زمان خود می شنویم از بعض مُلحِدان [اشاره به میرداماد و ملاّ صدرا و فیض کاشانی و شاگردان پیرو ایشان –شارح]- به اجماع همۀ مسلمین، کفر و الحاد است؛ چنانچه بیشتر قرآن در اثبات حیات مجدّد در روز قیامت و کفر مُنکِرین آن وارد شده است؛ و به شُبُهات حکماء (فلاسفه) که میگویند اِعادَۀ معدوم (= بازگرداندن چیز نابود شده) ممکن نیست*، و به تأویلات آنها که معاد جسمانی را تأویل به معاد روحانی میکنند، توجه مکن [*با آنکه بتحقیق، دانشمندان فیزیک و زیست شناسی جدید ثابت کرده اند که اجزاء بدن ها هرگز نابود نخواهند شد، بلکه تا ابد باقی میمانند و همواره بدنهای ما در حال تجدید و نوسازی هستند... و امّا آیات قرآن که صریح در جسمانی بودن معاد هستند، جدّاً بسیارند؛ چنانکه خداوند می فرماید: " وَ إِذ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ أَرِني كَيْفَ تـُحْي ِ الْمَوْتىٰ ! قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ؟ قالَ بَلىٰ،ٰٰ وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبي. قالَ فَخُذْ أَرْبَعَة ًمِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ، ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً، ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتينَكَ سَعْياً؛ وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ" (= و ياد كن آنگاه كه ابراهيم(ع) گفت: پروردگارا، به من نشان ده چگونه مردگان را زنده میكنى؟ خدا فرمود: مگر ايمان نياورده اى؟ گفت: چرا، ولى برای آنکه دلم آرام يابد. فرمود: پس، چهار پرنده برگير، و آنها را پيش خود، ريز ريز گردان؛ سپس بر هر كوهى پارهاى از آنها را قرار ده؛ آنگاه آنها را فرا خوان، شتابان به سوى تو مى آيند! و بدان كه خداوند توانا و حكيم است - البقرة /260)؛ و باز میفرماید: " وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ! قالَ مَنْ يُحْي ِالْعِظامَ وَ هِيَ رَميمٌ؟! * قُلْ يُحْييهَا الَّذي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْق ٍعَليمٌ! " (= و کافِر براى ما مَثَلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد؛ گفت: چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده اند دوباره زنده می سازد؟! *بگو: زنده میسازد آنها را همان كس كه نخستين بار آنها را پديد آورده، و اوست كه به هر گونه آفرينشى داناست! – سورۀ یٰس / 78-79)؛ و باز میفرماید:"أَيَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ؟! * بَلىٰ، قادِرينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ " (= آيا انسان چنین می پندارد كه هرگز ريزه استخوان هايش را گرد نخواهيم آورد؟! *آرى، بلكه ما توانا هستیم كه حتی (خطوط اثر) بند انگشتش را نیز دوباره درست و بازسازى كنيم! - القیامة /3-4)؛ و غیر اینها از آیات آشکار و روشن ... – شارح].
و واجب است معترف باشی به اینکه حساب روز رستاخیز و رسیدن نامه اعمال مردم به دست راست و چپ ایشان، حق است و اقرار به اینکه خداوند برای هر کس دو مَلَک مأمور کرده که یکی در طرف راست است و حسنات را می نویسد و دیگری در طرف چپ است و سَیّئات را می نویسد و در خاتمۀ هر روز، آن دو مَلَک نامه اعمال را بالا برده و در شب دو مَلَک دیگر برای نوشتن اعمال، جایگزین آن دو می شوند. و مبادا که این مطلب را تأویل کنی ، به آنچه در این زمان [از فلاسفه – ش] می شنویم! چرا که تأویل آن، سبب کفر است.
و واجب است اینکه به شَفاعَت [= وَسَاطَت برای آمرزش، توسّط] پیامبر اسلام (صلَّی اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ وَ سَلَّمَ) و ائمّه طاهرین (علیهِمُ السّلام) ایمان داشته باشی؛ و نیز به اینکه خداوند خـُلف وعده نمیکند در وعده هایی که راجع به ثواب اعمال مُطیعین داده است، ولی ممکن است از وعید هایی که برای عذاب گنهکاران داده است صرف نظر کند، به اینکه گنهکاران اهل ایمان را، هر چند بدون توبه مرده باشند، ببخشد [مشروط به اینکه اهل عِناد و لِجاج بر معصیت نبوده باشند؛ و گرنه عفو و بخشش او قبیح و زشت است، چنانکه در بسیاری از آیات و روایات آمده است. و امیرالمؤمنین علی(ع) فرموده اند: "گذشت از آنکس نیکو است که اقرار به خطای خود کند، نه از کسیکه اصرار بر آن ورزد" – ش]؛ و ایمان داشته باشی به آن که خداوند تعالی توبه توبه کنندگان را به مقتضای وعده ای که داده، قبول می کند ... و اینکه مؤمنان به بهشت داخل شوند و در آن جاوید بمانند، یا بدون سابقۀ عذابی و یا بعد از عذاب عالم برزخ و یا پس از مدّتی عذاب دیدن در جهنّم [اگرچه بقدر هزاران سال باشد! – ش].
و بدان که شفاعت ائمه معصومین (علیهِمُ السّلام) به اهل ایمان اختصاص دارد و به غیر ایشان نمی رسد [چنان که خدا فرموده است: " وَ لا یَشفَعونَ إلاّ لِمَن ِ ارتَضیٰ " (= " و آنها جز براى كسى كه خدا راضى باشد به شفاعت براى او، شفاعت نمى كنند " – الأنبیاء /28)؛ و فرموده است: " مَن ذَا الّذي یَشفَعُ عِندَهُ إلاّ بإذنِهِ؟ " (= "كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟"-البقرة/255-آیة الکرسي)؛ و نیز فرموده است: " يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَة ُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً " (= " در آن روز، شفاعت هيچ كس سودى نبخشد، جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازۀ شفاعت داده، و به گفتار او راضى است" - طه / 109)؛ و غیر اینها از آیات تصریح کننده به شفاعت و شأن و خصوصیّات آن. خداوند شفاعت اهل بیت پیامبر(ص) را روزی ما نیز بفرماید – شارح].
و به عقیده من [= علاّمۀ مجلسی – ره] اِبطال (= اِحباط یا نابود سازی/ حَبط یا نابودی) اعمال صالحه به سبب گناهان [و یا به سبب ظلم و اذیّت و آزار دیگران و مانند اینها – ش] و یا جبران گناهان (= تکفیر) [و رفع ضرر آنها– اگر از نوع تضییع حقوق دیگران نباشد – ش] به وسیله اعمال صالحه، مطلب ثابتی است. و آیات و روایات کثیری بر بعضی معانی آن دو (حَبط / اِحباط و تکفیر) دلالت دارند و دلایلی که برای نفی آندو وارد کرده اند، ضعیف می باشد، کما این که برای مُتـَدَبـِّر در آنها مخفی نیست.
و باید به آنچه در لسان شرع رسیده است، ایمان داشته باشی، مانند صراط و میزان و جمیع حالات قیامت و هول و هراسهای آن، و اینکه آنها را به چیز دیگری تأویل مکنی، مگر به آنچه خود صاحب شریعت معنی کرده باشد؛ و به تحقیق، سرچشمه و منشأ کفر و الحاد، آن است که با عقول ضعیفه و خواسته های پست نفسانی، در نوامیس [= اسرار و رموز خاصّۀ] شرع تصرف شود! خداوند ما و سایر مؤمنین را از این گونه کارها و امثال آن، پناه بدهد «و سلام بر کسی که از حق و حقیقت پیروی نماید».




