10- اعتقادات مجلسی(ره): حدوث عالَم خلقت، و بطلان اعتقاد به قِدَم ذاتی یا زمانی آن:
و لازم است که به حدوث عالم اعتقاد داشته باشی، یعنی تمام ما سِوَی الله [= هر آنچه جز خداوند است] از طرف قبل و اَزَل، وجودشان در زمان منتهی میشود به حدّی و مُنقطِع می شود، نه به معنایی که مُلحِدین [چون ابن سینا و فارابی – ش] معنی کرده اند که [حدوث عالَم فقط] به ذات خود بوده است [که محتاج خلق خداست و نه به زمان پیدایش آن، که نزد ایشان آغازی ندارد!! - ش]. و به آن معنایی که ما گفتیم (همگی عالَم، حادث ذاتی و زمانی است) تمام مِلّیّین و اهل دین [= اهل اسلام و ادیان الهی سابق بر آن – ش] اجماع و اتفاق دارند، و در اسلام هم روایات کثیره و مُتواتِری بر آن دلالت دارد.
و قائل شدن به آن که عالَم قدیم است [ و لو زماناً – ش] و قائل شدن به عقول قدیمه [مثل عقول عَشَرَة = دهگانه] و هیولای قدیمه [= مادّۀ اصلیّۀ عالَم به زعم حکماء؛ و باید دانست که هَیولیٰ و عقول، از خرافات فلاسِفه هستند، که ایشان پیوسته در فرض قِدَم زمانی برای اندو میکوشند، بر خِلاف شرع شریف! چنانکه میر داماد و ملاّ صدرا به اِطناب (= سخن درازی) در آندو پرداخته و هَفَوات و تُرَّهات (= چرندگویی و حرفهای پوچ) پیرامون آنها بر ساخته اند که بطلان و پوچی جملگی آن سخنان نزد دانشمندان فیزیک و نجوم و هیئت جدید تحقیقی، معلوم و آشکار است! – شارح – و اعتقاد به مثل اینگونه اقاویل] چنانکه حکما به آن قائل هستند، همه کفر است.
11-اعتقادات مجلسی(ره)–شناخت برخی ضروریّات دین، که انکار یکی از آنها سبب کفر میشود:
بدان که آنچه از دین ثابت شده و بر کسی از مسلمین، جز افراد نادان [بجهت جدا بودن از جامعۀ اسلامی]، مخفی نیست و انکار آن سبب کفر و منکر آن مُستحِقّ قتل است، بسیار است، مانند: وجوب نمازهای پنج وقت و شماره رکعات نماز و وقت نمازها فی الجمله (=اجمالاً و بدون احتیاج به تفصیل و توضیح)، و اینکه نماز شامل بر رکوع و سجود، بلکه تکبیرة الاِحرام و قیام و قِرائت قرآن – عَلَی الاَظهَر (= بنا بر قول ظاهرتر و آشکارتر از میان اقوال فقهاء) - و شرط بودن طهارت در نماز مُجمَلاً (= بدون احتیاج به تفصیل جزئیّات)، و وجوب غسل جَنابَت و غسل حَیض، بلکه وجوب غسل نَفاس – علی الاظهر – و بنابر احتمال: آنکه بَول (= ادرار) و غائِط (= مدفوع) و باد شکم مُبطِل وضو می باشد [ و نیز اعتقاد به نجس بودن ادرار و مدفوع و منی و خون و مردار و کافِر و خوک و سگ – به نحو اجمال –شارح]، و وجوب غسل اموات و نماز(مَیّت) و دفن آنها، و وجوب زکات و روزه ماه رمضان، و آنکه خوردن و آشامیدن و نزدیکی با زنان موجب فَساد روزه است؛ و واجب بودن حج و اشتمال آن بر طواف، بلکه سعی صفا و مروه و اِحرام و ایستادن در عرفات و مَشعَر الحرام، بلکه قربانی و سر تراشیدن و رمی جمرات - فی الجمله – اعمّ از واجب و مستحبّ آنها – بنابر احتمال – و وجوب جِهاد [دفاعی] – باز هم فی الجمله و عَلَی الاَظهَر - و رُجحان خواندن نماز به جماعت [البته با اجتماع شرائط آن و شرائط امام جماعت – ش]، و صدقه دادن به مساکین، و فضیلت داشتن علم و اهل آن، و راستگویی که سودمند باشد، و ناروا بودن دروغی که نافع نباشد، و حرمت زنا و لِواط [بین مردان یا پسران، و نیز مساحقه (= سِحاق/ طبَق زدن) بین زنان یا دختران؛ چه آنکه ارتکاب صورت این افعال زشت بقصد رِیبَه و لَذَّت و شهوت باشد یا بدون چنین قصدی، و چه با پوشش یا عایق باشد یا بدون پوشش و عایقی؛ و امّا در مورد استمناء (= خود ارضائی) برای مرد، پس واجب ضروری نزد ما امامیّه، اعتقاد به حرام بودن صورت این عمل به قصد رِیبَه و تلذّذ یا بیرون ریختن منی است؛ و گرنه، نزد برخی فقهاء ما، دلیلی بر حرام بودن صِرفِ صورت و ظاهر این عمل – بدون وجود قصد شهوانی یا ترسِ به حرام افتادن - برای مرد نیست. و بالجمله (= کلّاً و در یک کلام): حرام بودن مطلق زنا و لِواط و مساحقه بین زنان، و حرام بودن فی الجملۀ (= اجمالی و بدون ذکر تفصیلات و موارد استثناء) استمناء، از ضروریّات دین است– شارح]؛ و نیز شُرب خَمر (= شراب)، و امّا نَبیذ (= شراب خرما یا کشمش یا عسل یا گندم یا جو و امثال اینها...) ، چون مورد اجماع مسلمین نیست داخل در ضروریّات هم نیست [لیکن انصاف آنست که حرام بودن نبیذ و فـُقـّاع (= آبجوی مُسکِر: مستی آور)، از ضروریّات دین شیعه است؛ و قبلاً گذشت (در شمارۀ 6) که اگر شخص شیعه ای، قائل به عدم حرام بودن مثل این دو شود، کافِر و مرتدّ خواهد شد – شارح]؛ و نیز حرام بودن خوردن گوشت سگ و خوک و خون و مردار؛ و حرام بودن ازدواج با مادر، خواهر، دختر، دختر برادر و خواهر، و ازدواج با عمه و خاله، بلکه مادرزن [مطلقاً و ابداً] و خواهر زن - با وجود آن زن در عقد انسان؛ و نیز حرمت ربا (= سود مال قرضی) فی الجمله، و حرمت ظلم و خوردن مال یتیم و خوردن مال غیر بدون جهتی که حلال شده باشد؛ و حرمت قتل بغیر حق؛ و ناروا بودن ناسزا دادن، و نسبت دادن زنا به پاکان، و بنا بر اَظهَر: رُجحان سلام و جواب آن را دادن (که واجب است)، و پسندیده بودن نیکی به پدر و مادر و ناروا بودن عاقّ شدن (= مانع نیکی شدن) از آنها، بلکه پسندیده بودن نیکی به خویشاوندان(صِلَۀ رَحِم) علی الاحتمال؛ و غیر اینها از چیزهایی که در بین مسلمین مشهور است؛ و جز عدّه ای افراد نادان [و دور افتاده از بلاد اسلام، یا دیوانه، یا کم عقل، و یا تازه مسلمان - ش] کسی در آنها شکّ ندارد.
اما انکار ضروریّات مذهب امامیّه، مانند اعتقاد به امامت ائمّه دوازده گانه(ع) و فضایل و علم ایشان و وجوب پیروی و اطاعت از ایشان و فضیلت زیارت ایشان، تماماً از ضروریات مذهب امامیه است و انکار اینها سبب خروج از تدیّن به دین ائمه طاهرین (ع) و مخالفت با ایشان میگردد [ و قبلاً گذشت (در شمارۀ 6) که خروج از مذهب امامیّه هم، نزد جمعی از فقهاء ما، سبب کفر و ارتداد خارج شونده ایست که شیعه بوده باشد – شارح]. و امّا دوستی و احترام به به ائمه طاهرین (علیهِمُ السّلام) فی الجمله از ضروریات دین اسلام و مُنکِر آن کافِر است، مانند طایفه ناصبی و خارجی [و وهّابیان – لعنَهُمُ اللهُ - ش] که دشمن امامان میباشند و لذا کافِرند.
و از ضروریات مذهب امامیه است [اعتقاد به] حلال بودن ازدواج [موقّت یا] مُتعَة؛ و حج تمتّع (حجّ نساء)؛ و بیزاری از ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه، و یزید بن معاویه (لَعَنـَهُمُ اللهُ) و از هر کس که با حضرت امیر المؤمنین علی(علیه السلام) یا غیر او از ائمه اطهار(علیهم السلام) جنگ کرده است [مانند عایشه و طلحه و زُبَیر و ابن ملجم – لعنة اللهِ عَلَیهِم؛ یا اینکه با آن حضرت(ع) مخالفت یا جِدال و مِراء کرده باشد، مثل حفصه و حسن بَصری – لعنة اللهِ علیهِما – و نیز کسانی که با دیگر امامان ما – علیهِمُ السّلام – دشمنی یا مخالفت کرده اند، مانند سفیان ثَوری و عَبّاد بن کثیر بَصری – لعنةُ اللهِ علیهِما - که با امام صادق(ع) مِراء و جدال میکردند و نیز مثل خلفاء بنی امیّه و بنی عبّاس – لعَنَهُمُ اللهُ – که از جملۀ ایشان بود هارون الرّشید لعین که امام کاظم(ع) را شهید نمود و مأمون ملعون که امام رضا(ع) را به شهادت رساند و... – شارح]؛ و بیزاری از تمامی قاتلان حضرت امام حسین (علیه السلام)؛ و [نیز واجبست اعتقاد به اینکه] «حَیَّ عَلیٰ خَیر ِالعَمَل» را در اذان باید گفت [که عُمَر بن خطّاب آن را از روی استبداد به رأی شخصی خود حذف نمود و بجای آن "الصَّلاة ُ خَیرٌ مِنَ النـَّومِ" (= نماز از خواب بهتر است!!) را به بدعت، جعل نمود! (المُوَطَّأ، مالک بن اَنَس، 1/72). و امّا "شهادت ثالثه (سوّم)" در اذان: "اَشهَدُ اَنَّ عَلِیّاً وليّ ُ اللهِ" و "اَشهَدُ اَنَّ علیّاً حُجَّة ُ اللهِ"، پس آن از جمله ضروریّات مذهب شیعه نیست؛ هرچند، نزد ما، جزء مستحبّی و مؤکـَّد (= تاکید شده) از اذان است، زیرا سلمان و ابوذرّ – سلام اللهِ علَیهِما – به تقریر (= امضاء و اجازه) پیامبر اکرم – صلَّی اللهُ علیهِ و آلِهِ و سلّمَ – این شهادت را در اذان گفتند و رسول خدا(ص) نیز قول ایشان را تأیید فرمودند، چنانکه در دو روایت که با عمل مشهور تقویت شده اند (و هر دو مذکورند در کتاب "السّـُلافة فی اَمرِ الخِلافة"، از شیخ عبد الله مَراغی مصری – از بزرگان اهل سنّت در قرن هفتم هجری – ص32) نقل شده؛ و نیز این دو روایت، تقویت شده اند به سنّت و روش سَلَف صالح (= گذشتگان نیکوکار) ما – رضوانُ اللهِ علیهِم اجمعینَ – شارح].
*[تَتِمَّه ای از شارح(ره): و اَیضاً از ضروریّات دین نزد جمیع فقهاء مسلمین، بطلان وحدت وجود و وحدت موجود است – چنانکه گذشت و خواهد آمد – و وجوب اعتقاد به جسمانی بودن معاد، به إعادۀ همین بدن عنصری خاکی در قیامت است – چنانکه خواهد آمد – و نیز اعتقاد به جسمانی بودن معراج پیامبر(ص) – چنانکه باز خواهد آمد - و حرام بودن سِحر و جادو است، و آن عبارتست از ارتکاب امور مخفیانه و شگفت از راههای حرام که یا ذاتاً خود حرام اند و یا بسبب مورد اجرای آن عمل، حرام هستند؛ و امّا علوم غریبه، پس چنین نیست که همگی حرام باشند، مگر آنکه از مصادیق سِحر بحساب آید بحَسَب حرمت نفس عمل یا مورد آن؛ و همچنین ضروری است حرام بودن کِهانت (= فال بینی/ فال گیری)، و آن خبر دادن از غیب و مجهولات و باطن مردم است؛ و امّا علوم معتبره – چون جَفر و رمل و بعض احکام نجوم – حرام نیستند مگر آنکه اسبابی شوند برای حرفۀ تـَکـَهـّـُن (= فالگیری) بین مردم؛ و همچنین، از ضروریّات دین نزد جمیع مسلمین است: حرمت قِمار، که آن بازی با شرط بندی یا گرو بندی است؛ و نیز نزد ما ضروری دین است حرام بودن بازی با شطرنج و نرد (=تخته) و امثال آندو مطلقاً (در هر حال و به هر صورت) – زیرا روایات در این مورد تَوٰاتُر (= فراوانی نقل یقین آور) دارند، بدون هیچ قید و استثنائی؛ و نیز نزد ما ضروری است: حرام بودن رقص و غِناء (= آواز خوانی و سرود) و موسیقی مطلقاً (از هر نوع که باشند) – بجهت تواتر روایات در مورد تحریم آنها، بدون تقییدی که بتوان به آن اعتماد نمود - و نیز نزد ما ضروری است: حرام بودن سوت و کف و بشکن زدن به نحو موزون، زیرا اینها از عادات قوم لوط (ع) بودند و خداوند نیز در قرآن کریم (الأنفال /35) سوت و کف زدن موزون را از سنّتهای مشرکین معرّفی فرموده است؛ و نیز ما شیعیان گوئیم که: از ضروریّات دین نزد ما، حرام بودن اطاعت مطلق از غیر معصومین (ع) است؛ چه متواتر است روایات در اینکه مراد خدا از "اُوْلِی الأمر" (= صاحِب اختیاران) در قرآن کریم (النساء/59) فقط ائمّۀ اطهار(ع) اند و بس، بنابراین جایز نیست اطاعت مطلق از غیر ایشان، هر که خواهد باشد؛ و بتحقیق که عَدِیّ بن حاتِم (ره) در تفسیر این آیه کریمه:"اِتَّخَذوا أحبارَهُم وَ رُهبانَهُم أرباباً مِن دونِ اللهِ" (= مسیحیان، علماء و عبادتگران خویش را به جای خدا پرستیدند! - التوبة/31) از نبیّ اکرم(ص) چیزی را روایت نموده که در آن کفایت است از برای خاموش ساختن بعض جاهلان... (تفسیر البُرهان، سیّد هاشمٍ بَحرانيّ(ره)، ذَیل همین آیه، حدیث 10، به عربی؛ نیز: منهج الصّادقین، ملاّ فتح الله کاشانی، ذیل همین آیه، به فارسی)؛ و همچنین از ضروریّات دین است نزد ما: حرام بودن تَکَتّـُف (دستها را بر سینه یا روی هم نهادن) در حال نماز، مثل سُنّیان، زیرا آن از بدعتهای عُمَر است؛ نیز واجب بودن خمس؛ و نیز نزد جمیع مسلمانان: وجوب قِصاص و اجراء حدود – فی الجمله – بخاطر آنکه در قرآن و روایات، امر مکرّر شده به آندو؛ از آن جمله خدا میفرماید: "...کُتِبَ عَلَیکُمُ القِصاصُ..." (= بر شما نوشته شد حکم شرعی قِصاص) - إلی قوله تعالی: "...وَ لکُم فِی القِصاصِ حَیاةٌ یا اُوْلِی الألبابِ!..."(= و در اجرای حکم قِصاص، برای شما زندگانی – توأم با امنیّت و آسایش – است، ای صاحِبان اندیشه! - البقرة/178-179)؛ و نیز از ضروریّات دین نزد جمیع مسلمین، وجوب حجاب برای زنان است و وجوب اطاعت از امر مشروع شوهر؛ پس هر که معتقد باشد به تساوی حقوق زنان و مردان، بتحقیق که مخالفت با قرآن کریم نموده، آنجا که خدای تعالیٰ می فرماید: "الرِّجالُ قوّامونَ علَی النِّساءِ، بما فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ..." (= مردان بر زنان سرپرستی و مدیریّت دارند، بسبب آنچه- از مصلحت که بخاطر آن - خدا برتری داده برخی را بر برخی دیگر) - إلی قولِهِ تعالی: "... وَ اللّاتي تَخافونَ نُشوزَهُنَّ...الخ" (= و آن زنان که شما نگران هستید از نشوز – نافرمانی و سرپیچی– آنها ...الخ) (سورة النساء/ الآیة34)؛ و آنکس که قائل شود به "آزادی زنان" (= فِمینیسم = Feminism) و عدم وجوب حجاب، پس او کافِر است به اِجماع مسلِمین، زیرا خدا فرموده است: "... وَ لْیَضرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلیٰ جُیوبِهِنَّ وَ لا یُبدِینَ زینَتَهُنَّ إلاّ لِبُعولَتِهِنَّ..." (= و باید که زنان برجستگی و نمای سینه و بَر و گریبان و دوش خود را نیک به مِقنعَه بپوشانند و آشکار نسازند زیبایی های خود را مگر برای شوهران خودشان...)-إلی قوله تعالی: "وَ لا یَضرِبْنَ بأرجُلِهِنَّ لِیُعلَمَ ما یُخفِینَ مِن زینتِهِنَّ..." (= و نباید هنگام راه رفتن – از روی ناز و تکبّر – چنان پاهای خود را بر زمین بکوبند که دانسته شود - با تکان خوردن - آنچه که پنهان کرده اند - از زینت گوشت بدن یا جواهر آلات خود - النور/31)؛ و قالَ تعالی: "...وَ لا تَخضَعنَ بالقَولِ فَیَطمَعَ الَّذي في قلبِهِ مرضٌ و قـُلنَ قـَولاً معروفاً (= و نباید که زنان چنان با ناز صحبت کنند که طمع کند در ایشان کسی که قلب او مرض دارد؛ و - ای زنان، اگر سخن میگوئید – درست و مؤدّبانه – و نه از روی ناز و تکبّر و یا بی ادبی – سخن پسندیده بگوئید) * وَ قـَرْنَ في بُیوتِکـُنَّ و لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجاهلیَّةِ الاُولیٰ..." (= و-ای زنان - در خانه های خود آرام و قرار بگیرید – و در خیابانها و اجتماعات به راه نیافتید – و خودنمائی و اظهار زینت و آرایش نکنید آنگونه که زنان جاهلیّت پیشین چنین می کردند! – الأحزاب/32-33)؛ و قالَ تعالی: "... وَ إذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعاً فاسئَلُوهُنَّ مِن وَراءِ حِجابٍ..." (= و– ای مردان – هرگاه از زنان چیزی میخواهید بگیرید، از پشت پرده و حجابی آن را از ایشان بخواهید - الأحزاب/53)؛ و غَیرُها ... - الشارح].




