1- اعتقادات مجلسی(ره) - مقدّمه - اهل بیت(ع) واسطه های فیض بین خدا و خلق او هستند

چاپ

 

رسالۀ اعتقادات علاّمه محمّد باقر مجلسی(ره)

((مَناهِجُ الحقِّ و النَّجاةِ))

ترجمه: سیّد حسن بنی طبا؛

بضمیمۀ ترجمۀ شرح و حاشیۀ عربی سیّد ابراهیم نجفی – رَحِمَهُ اللهُ:

بسم‌ اللهِ ‌الرَّحمٰن‌ِ الرَّحیم؛ ستایش وسپاس خداوندی را که برای ما در پیش گرفتن احکام دین را آسان و نشانه های آن را هویدا، و راه های صحیح یقین را روشن گردانید، و بواسطۀ آن نعمت‌های خود را بر ما کامل کرد؛ و این نعمت که ما را امّت سرور پیامبران و برگزیدۀ برگزیدگان گردانیده، مختص ما قرارداد، و به وسیلۀ آن حضرت، ما را از وادی نیستی حفظ و برای صعود بر بالاترین درجات بینا فرمود و ما را به واسطۀ اهل بیت پیامبرش که سروران بشر و شفیعان آن روز رستاخیز اند، گرامی داشت، و قلوب ما را به انوار هدایت ایشان روشن نمود، و سینه‌های ما را بر روی اسرار مَحَبَّت ایشان گشود. درود و سلام جاودانی خداوند، بر آن حضرت، و بر اهل بیت او، و لعنت خداوند بر تمامی دشمنان ایشان باد.

اما بعد، کسی که به پروردگار بخشنده اش محتاج است: محمد باقر فرزند محمد تقی مجلسی - که خداوند نامه عمل هر دو را به دست راستشان دهد و حساب هر دو را آسان ‌فرماید - چنین می‌ گوید:

تنی چند از کسانی که خداوند، آن‌ها را به راه راست هدایت نموده و به دل‌هایشان ترس از آخرت را سپرده است ، از من خواستند ، تا برای ایشان همان راه نجاتی را که خداوند تعالی مرا به آن هدایت فرموده، بیان کنم، در این زمان که برای اکثریت مردم راه حق مُشتبـِه و تاریک شده و شیطان بر دوستدارانش غلبه کرده و ایشان را به تباهی کشانده، و خود و احزابش از جنّ و انس بر سر راه رهروان راه خدا از راست و چپ و با وسایل مختلف دام و دانه گسترانده اند ، و بدعت و گمراهی را در لباس حق برای ایشان زینت میدهند [مرحوم شارح گوید: اشارۀ وی به پیروان فلاسفه و عرفاء و صوفیّۀ معاصرین او است – که خدا ایشانرا عذابی دوچندان در آتش دوزخ، نصیب کند]، بر من واجب شد که برای ایشان راه‌های حق و رستگاری را به نشانه ‌های مُمتدّ [=پیوسته] و دلایل روشن بیان کنم؛ اگر چه از فرعون ها و سرکشان اهل بدعت ترسانم [مرحوم شارح گوید: اشارۀ او به پیروان میرداماد و ملاّصدرا شیرازی و فیض کاشانی است - که خدا ما را از شُرور ایشان پناه دهد].

با این حال، برادران من! بدانید که من از پند و نصیحت شما کوتاهی نمیکنم و حق را از شما پوشیده نکرده و آن را برایتان بیان میکنم؛ اگرچه بینی مخالفین به خاک کشیده شود! و در راه خدا هم، ترسی از سرزنش ملامتگران ندارم!

برادران من! به راست و چپ نروید، و این را به یقین بدانید که خداوند تبارک و تعالی پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ وَ سَلَّمَ) و اهل بیت آن حضرت را گرامی داشته و ایشان را بر تمامی آفریده هایش برتری داده، و آنها را معادن علم و رحمت و حکمت خود قرار داده، و هدف از ایجاد جهان آفرینش، وجود ایشان بوده است، و شفاعت [= وساطت] کبریٰ و مقام محمود [= پسندیده و ستایش شده]، مختصّ به ایشان است.

معنای شفاعت کبریٰ آن است که ائمه معصومین (علیه السلام) هم در این عالـَم و هم در عالَم آخِرَت واسطۀ رسیدن فـُیُوضات [= بهره ها، جمع فَیض] خداوند تبارک و تعالیٰ به خلایق می باشند، چرا که ایشان برای پذیرش فیوضات خداوندی و رحمتهای قدسی قابلیّت دارند، و به طُفَیل [=به یُمن وجود و وابستگی] ایشان، رحمت خداوند بسایر موجودات افاضه می شود؛ و همین، حکمت لزوم صلوات بر ایشان و توسّل [= وسیله جُستن] به آنها در هر حاجتی می باشد، چون هم مبدأ متعال، فیّاض [= پی در پی و بسیار فیض رساننده] است، و هم محلّ، قابل [= قبول کنندۀ فیض بیکران الهی] است؛ و لذا صلوات بر ایشان رد نمی شود، و به برکت ایشان، خداوند تعالی به دعا کننده و تمامی خلق فیض می ‌رساند.

برای شما مثالی می ‌زنم تا مطلب به فهمتان نزدیک شود: مثلاً، زمانی که کُرد یا اَعرابی [بیابانگرد و بی فرهنگ] نادان و غیر شایسته، برای احترام به دربار سلطانی‌ آید و سلطان فرمان دهد تا برایش سفره هایی بگسترانند و به انواع بخشش ها و درآمدها وی را تأمین‌ کنند، عاقلان آن سلطان را به کم عقلی و سبک مغزی متهم خواهند نمود؛ اما اگر همان سفره‌ ها را برای یکی از نزدیکان درگاهش یا یکی از وزراء و امراء و یا سرلشکرانش پهن کند و سپس آن کُرد یا اَعرابی نادان یا هزاران نفر مثل او بر آن سفره ها حاضر شده و بخورند، عمل سلطان [نزد عُقَلاء] نیکو و پسندیده شمرده شده و چه بسا اینکه منع ایشان زشت و ناپسند شمرده شود.

حال که ما نسبت به جَناب قـُدس تـَعالای [= برتر] خداوند در نهایت دوری بوده، و مرتبط به ناحیۀ ارجمندش نمی باشیم، پس ناچار بین ما و پروردگارمان سفیران پاکی واسطه اند که این میانجیان صاحِبِ دو وِجهَه می‌ باشند: یکی وِجهۀ ملکوتی و دیگر وِجهۀ بشری؛ بدین معنا که: از جهت صفات قدسیه به خداوند تبارک و تعالی مرتبط بوده و معارف و احکام دین را از جانب او دریافت می‌ دارند، و از جهت حالات بشری و تناسبشان با مردم، آنچه را از پروردگارشان گرفته ‌اند به مردم تعلیم می ‌دهند؛ و لذا خداوند تبارک و تعالی پیامبران و فرستادگانش را به ظاهر از جنس بشر و در باطن (در روش‌ها و اخلاق و نفوس و قابلیّت هایشان) جدای از انسان قرار داد. خود پیامبران هم، افرادی پاک و روحانی بودند و اعتراف داشتند که:«ما هم بشری مثل شما هستیم» [ «اِنَّما اَنَا بَشَرٌ مِثلُکُم» - ابراهیم/11؛ الکهف/110]، تا اینکه مردم گریزان نشده و از ایشان باز نگردند، بلکه با آنها انس بگیرند، چرا که ایشان از جنس و شکل مردم بوده ‌اند و به همین سخن، قول خداوند تبارک و تعالی اشاره دارد که: «چنانچه فرشته ‌ای نیز به رسالت فرستیم، هم او را به صورت بشری درآوریم، و بر آنان همان لباس که آنها میپوشند، میپوشانیم» [« وَ لـَو جَعَلناهُ مَلَکاً لَجَعَلناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسنا عَلَیهِم ما یَلبـِسُونَ » - الأنعام/9]؛

و به همین جهت ممکن است، حدیث مشهور درعقل*، تفسیر شود به اینکه مراد از عقل، خود پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ وَ سَلَّمَ) است. و ممکن است، مقصود از امر به « روی آوردن » [=اقبال] آن حضرت به خدا، این باشد که خداوند، پیامبرش را به سوی مراتب عالیه عقل و کمال و قرب و وصول، طلب کرده است؛ و ممکن است، مراد از [امر به] «پشت کردن» [عقل]، آن باشد که، پس از وصل به عالی‌ ترین مراتب کمال، از آن مکان تنزّل و برای تربیت و تکمیل نفوس مردم، به آنها توجّه کند.

[* و آن اوّلین حدیث از کتاب «عقل و جهل» از "اصول کافی"شیخ کلینی(ره)است: امام باقر عليه السّلام فرمايد: «چون خدا عقل را آفريد از او باز پرسى كرده باو گفت: پيش آى[= اَقبـِلْ]، پس پيش آمد؛ گفت: بازگرد[=اَدبـِرْ]، پس بازگشت؛ خداوند فرمود: بعزّت و جلالم سوگند، مخلوقى كه از تو به پيشم محبوبتر باشد نيافريدم و ترا تنها بكسانى كه دوستشان دارم بطور كامل دادم. همانا امر و نهى و كيفر و پاداشم متوجّه تو است» (اصول کافی، ترجمۀ مصطفوی، 1/10)].

و ممکن است اینکه قول خداوند تبارک و تعالی، که فرمود: «خداوند برای هدایت شما قرآن و رسول را نازل کرد» [«قَد اَنزَلَ اللهُ اِلَیکُم ذِکراً رَسولاً» - الطلاق/11]، اشاره به این مطلب باشد که: ما پیامبر خود را از آن درجه عالیه (که هیچ فرشته‌ و پیامبری بر آن مقام نرسیده) بسوی توجه به خلق و زندگی با آنها تنزل دادیم، تا آنکه با آنها مأنوس شده و هدایتشان نماید.

پس ائمه معصومین (صَلوات‌ُ اللهِ‌ عَلَیهِم ‌اَجمَعینَ) واسطه رسیدن فیوضات و کمالات بین خداوند و سایر موجودات هستند، و هر فیضی ابتدا به ایشان رسیده و سپس بر سایر خلق تقسیم می ‌شود؛ پس صلوات بر ائمه معصومین، طلب رحمت از خداوند است، برای معادن رحمت، و طلب فیض است، به سوی محل تقسیم آن، تا از آن محلّ به سایر خلق، تقسیم گردد.

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh