56- خاتمۀ تصحیح الاعتقاد یا اعتقادات مفید(ره)/ حلّ تعارض ظاهری بین احادیث

چاپ

* تصحیح الاعتقاد، شیخ مفید(ره):
[فصل، در احادیث مختلفه]:
شيخ مفيد (عَلـَيهِ الرَّحمة) فرموده است كه: ... مجمل و خلاصۀ امر آنستكه: نيست هر حديثى كه نسبت داده شده بسوى ائمه صادقين (عليهـِمُ السّلام) حق، و حال آنكه نسبت داده شده است بسوى ايشان آنچه حق نميباشد از جانب ايشان؛ پس كسى كه معرفتى از براى او نيست، فرق نميكند (نميدهد) ميانه حق و باطل.
و بتحقيق كه آمده است از ايشان لفظهاى مختلف در معانى مخصوص، پس بعضى از آنها چيزيست كه مناسب ميباشد معانى آن و اگر چه مختلف باشد الفاظش، بجهت داخل بودن خصوص در آن و عموم؛ و ايجاب و ندب (= استحباب)؛ و بجهت بودن بعضى از آنها بر اسبابى چند، كه تعدّى نمینمايد حكم [از آنها] بسوى غير آنها؛ و تعريض و كنايه شده است در بعضى از آنها بكلام مَجاز [و نه حقیقت]، بجهت موضع تقيه و مدارات كردن با دشمنان؛ و همه اينها مقرون ميباشد بدليلى و خالى نميباشد از برهانش؛ و منت از براى خداوند است.
و تفصيل اين جمله درست و ظاهر ميگردد نزد اثبات احاديث مختلفه؛ و سخن بر آنها آن چيزیست كه مقدم داشتيم آنرا، و حكم در مقاصد (معانى) آنها آن چيزى است كه بيان نموديم آنرا، كه دروغ از آن احاديث منتشر نميگردد بكـَثرَتِ سند، مثل [کثرت سند در] انتشار صحيحى كه دروغ نبسته باشند بر ائمه عليهم السّلام در آن؛ و آنچه بيرون آمده و صادر گرديده است بجهت تقيّه، بسيار نميباشد روايتش از ايشان، چنان كه بسيار ميباشد روايتى كه مَعمُولٌ بـِه میباشد؛ بلكه ناچار است از رُجحان داشتن در يكطرف بر ديگر از جهت راويان، بحَسَب آنچه ذكر نموديم آن را؛ و اجماع ننموده اند گروه اماميه بر چيزى كه بوده است حكم در آن از روى تقيه، يا حديثى كه [تحریف و تدلیس (=فریبکاری) و دَسّ در آن شده و یا] وضع [=جعل] شده و [به] دروغ نسبت داده شده است بسوى ايشان(ع) بجهت [افتراء زدن] بر ايشان.
پس هر گاه يافتيم يكى از دو حديث را كه اتفاق [نظر علماء قدیم شیعه] ميباشد بر عمل كردن بآن، بخلاف آن ديگر، بدانيم كه [آن حدیث که] اتفاق شده است بر عمل بآن، آن حق است، در ظاهرش و باطنش؛ و آن ديگر كه عمل نشده است بآن، [چنین بوده که] يا گفتار بآن بر وجه تقيه [بوده] است، يا دروغى در آن میباشد.
و هر گاه يافتيم حديثى را كه روايت ميكنند آن را ده نفر از اصحاب ائمه عليهم السّلام كه مخالف ميباشد آنرا حديثى ديگر در لفظ و معناى آن - و صحيح نمیباشد جمع ميانه آن دو بهيچ حال - و روايت نموده باشند آن حديث ديگر را دو نفر يا سه نفر، حكم نمائيم بآنچه روايت نموده است آن را ده نفر، و ترجيح دهيم آن را بر حديثى كه روايت نموده است آن را دو نفر يا سه نفر؛ و حمل نمائيم آنچه را كه كم روايت نموده‏اند آنرا، بر وجه تقيه يا توهّم و اشتباه نقل ‏كنندۀ آن.
و هر گاه بيابيم حديثى را كه مكرّر شده است عمل بآن از خواصّ [= خاصّان، بزرگان] اصحاب ائمه عليهم السّلام در زمانى بعد زمانى و عصر امامى (بعد امامى) حكم نمائيم بآن و ترجيح دهيم آنرا بر آنچه روايت نموده است آنرا غير ايشان - كه خلاف آن ميباشد - از آنچه مكرّر نشده است روايت آن و عمل بمقتضاى آن، بحَسَب آنچه ذكر نموديم آنرا.
پس هر گاه يافتيم حديثى را كه روايت نموده ‏اند آن را شيوخ گروه اماميه، و روايت ننموده‏ اند خود ايشان خلاف آن را، بدانيم كه آن ثابت ميباشد و [بدانیم] اينكه آنچه روايت نموده است آنرا غير ايشان - كه باين عدد و باين اختصاص بائمّه عليهم السّلام مثل ايشان نميباشند - باطل است، زيرا كه آن [عدد راویان و اختصاص آنها به امامان ع] علامت حقيقت است در آن [حدیث]، و فرق ميانۀ حق و باطل در معنى آن، آنست؛ و اینكه جايز نمى ‏باشد كه فتوى بدهد امام عليه السّلام بر وجه تقيه در حادثه [ای]، پس بشنوند آنرا مُختصّين بعلم دين از اصحاب ايشان و ندانند سبب صدورش را كه بر چه وجه بوده سخن در آن؟!  و اگر رفته باشد از ياد يكى از ايشان [= راویان متخصّص]، نرود از ياد همۀ جماعت، خصوصاً كسانى كه معروف میباشند بفتواى حلال و حرام و نقل فرائض و سُنـَن و احكام‏...
[* شارح – رحمة اللهِ علـَیه – گوید:
در خاتمۀ این شرح، واجب است بر حذر داریم مُتدیّنین را از اعتماد بر بسیاری از اقاویل شیخ مفید – که خدا از او راضی باد – چه، مشتمل است بر شواذّ (جمع شاذّ: چیزهای نادر و نا معتبر) که مخالفند با مسلـَّمات عقائد ما امامیّه که احادیث شریفه در مورد آنها متواتر هستند؛ و این بسبب اشتغال شیخ مفید – که خدایش ببخشد - به علم کلام بوده که مورد نهی است در اسلام، و نیز مغرور شدن او به این عقل ضعیف و خطاکار انسانی؛ و سیّد ابن طاووس – اَعلـَی اللهُ مَقامَه – در رسالۀ "کشف المَحَجَّة لِثمَرَةِ المُهجَةِ" (= کشف راه راست و درست برای ثمرۀ جان و دل) [که توسّط مرحوم شهیدی گلپایگانی به فارسی روان ترجمه شده و به نام "برنامۀ سعادت" توسّط انتشارات مرتضوی – تهران - خ ناصر خسرو- کوچۀ حاجّ نائب، منتشر گشته است – ویراستار] (سیّد ابن طاووس) اِطناب [= مفصّل سخن گوئی] فرموده در ذمّ [= بدگوئی] اشتغال به علم کلام، و طعن نموده بر شیخ مفید و سیّد مرتضی – که خدا هردو را ببخشد – از آن حیث که وارد ساخته اند در مباحث اعتقادی، آن چیزی را که مخالف احادیث شریفۀ ما و موافق معتزله و سایر فرقه های گمراه کلامی است – که خدا پناه دهد ما را از شرّ جمیع ایشان! – و با این وجود، سیّد ابن طاوس(ره) ذکر نموده که موارد اختلاف میان این جماعت کلامیّین از شیعه، به دهها مورد بالغ میشود!! و مخفی نیست که شیخ مفید مکرّراً اِسائۀ ادب نموده به شیخ صدوق – اعلـَی اللهُ مقامَه - در بسیاری از حواشی و تعلیقات خود بر رسالۀ اعتقادات او، و این همواره عادت و خوی اصحاب علم کلام است و عجب از ایشان نیست!! و اینچنین است منطق اهل اصول و اَتباع عقول!! ... پس اعتماد نمیشود هرگز نزد ما، بر جمیع اقوال شیخ مفید و سیّد مرتضی – که خدا از هر دو راضی باد – مگر آنچه از آنها که مستند باشد به احادیث معتبرۀ شریفه. و ما اینجا اکتفاء کنیم بدانچه که امام غائب (عَجَّلَ اللهُ فرَجَهُ) در اظهار دلگیری از شیخ مفید(ره) فرموده اند - با وجود اِذعان به اینکه او ناصر و یاور مذهب شیعه بوده است – در توقیع (= نوشته ای) که اندکی قبل از وفات وی، در سال 412 هجری (ق) بر او وارد شد:
«... فَمَا يَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ ! وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ وَ صَلَاتُهُ عَلَى سَيِّدِنَا الْبَشِيرِ النَّذِيرِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّم ... ‏= ... پس چیزی ما را از شیعیان دور نمی سازد، جز آنچه که بما میرسد (از اخبار ایشان) از آنجمله چیزها که خوش نمی داریم و نمی پسندیم و انتظار آنرا از ایشان نداریم ! و یاری طلبی ما از خداوند است و او ما را کافیست و بهترین وکیل و کارگزار است؛ و درود او بر سَیّد و سَروَر بشارت دهنده و بیم دهنده، محمّد و خاندان پاک او باد ... » (الإحتجاجُ على أهل اللـِّجاج، الشیخ الطبرسی، ج‏2، ص 499).
- بارخدایا! ببخش و بیامرز صدوق و مفید و طبرسی و ابن طاووس و مجلسی را و هر کس را که ناصر و یاور شیعۀ امامیّه بوده، و چشم فروپوش از قصور [= کوتاهی غیر عمدی] یا تقصیر [= کوتاهی عمدی] بعض ایشان در پیروی از طریقت اخبار ائمّۀ هادین مهدیّینَ [= هدایتگران و هدایت شدگان الهی]، بحقّ محمّدٍ و آلِهِ الطاهرینَ – صلواتُ اللهِ و سلامُهُ علیهـِم اجمَعینَ، واللّعنُ علی أعدائِهـِمُ الظالمینَ إلی قیامِ یَومِ الدِّینِ – شارح: بندۀ ضعیف امیدوار به بخشش پروردگار لطیف: سیّد ابراهیم بن محمّد نجفی (ره)...].
[* در انتهای نسخۀ عربی تصحیح الاعتقاد شیخ مفید(ره)، چنین آمده که نویسنده و راوی این نسخه، که در 9 محرّم 1080 ق از تحریر آن فراغت یافته، العبدُ أحمدُ بنُ عبدِ العالي المَيسي العامِلي نام دارد – ویراستار].
[* و اکنون ما نیز بیان می داریم که: به اتمام رسید تصحیح و توضیح و تحقیق و تحریر و ویرایش و اِعراب گذاری مشکلات متن این دو رساله و ترجمۀ فارسی آن دو، در "قائمیّۀ اصفهان"، بتاریخ 25 ربیع الثانی 1432 قمری – برابر با: 10 نوروز 1390 شمسی – اندک زمانی پس از درگذشت سَروَر بزرگوارمان: آیة الله حاجّ سیّد حسن فقیه امامی، در روز اوّل همین ماه قمری، برابر با 15 اسفند 1389 شمسی – روحش شاد و تربتش پر نور باد – که از جمله آنان بود که اِتقان نمودند مَوَدَّت خود را نسبت به اهل بَیت پیامبر (صلواتُ اللهِ علـَیهـِم) و اِعلان نمودند بَرائت خویشتن را از دشمنان لعنت شدۀ ایشان؛ خداوند، جاوید بدارد سعادتمندی او را در بهشت، و برپا نگاه دارد رضایتمندی امام زمان(عج) را از این بُنیاد نیک سرشت، که یادگار عهد آن بزرگمردِ نیکو سرنوشت است] ((آثار ما بصفحۀ گیتی، نشان ماست *** از بعد ما نگاه به آثار ما کنید)).
التـماس دعـا از خواننـدگان گرامی.
وَ السَّــلامُ عَلیٰ مَــن ِ اتـَّــبَعَ الهـُدیٰ.

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh