53- اعتقادات صدوق و مفید/ احادیث طبّ سنـّتی و شرائط اخذ و عمل به آنها

چاپ

اعتقادات صدوق، ترجمه، ص 142-143:
باب (چهل و چهارم) اعتقاد در احاديث وارده در طبّ [=پزشکی سنتی]:

ابن بابَوَيه [= صدوق] رحمة الله عليه گويد:
اعتقاد ما در باب احاديثى كه در طب وارد شده اينست كه آنها بر چند وجهست:
بعضى است كه بنا بر هواء مكّه و مدينه وارد شده؛ پس جائز نيست استعمالش در غير آن هواء.
و قسمى هست كه امام عليه السّلام آن را فرموده بنا بر آنچه شناخته از طبيعت شخص مُعيَّن ؛ ولی مكان آن شخص را (تجاوز/ خ ل/ یا) اعتبار نفرموده (و تجاوز از مَوضِعهاى مُعيَّن آن عِلاج نبايست نمود / خ ل)، چون [امام ع] آن شخص را [یا حال او یا مکان او را] بهتر از خودش ميشناخته.
و نوعى هست كه مخالفان در كتابها غلط انداز كرده‏اند كه صورت مذهب حق را زشت نمايند در نظرها.
و بعضى [دچار توهّم یا] سهو [شخص] راوى شده.
و پاره [ای] آنست كه راوى، ناتمام بخاطرش مانده و ناقص نقل نموده.
و آنكه بخصوص عسل وارد شده كه شِفاء هر دردى است (الخصال، شیخ صدوق، 2: 623، باب حديث الأربَعَمِائَة = خصلت های چهارصدگانه، حدیث 10)، صحيح است و معنيش آن است كه [عسل] شِفاءِ هر دردى است كه از بُرودت [= سردی مزاج] باشد [و نه از حرارت و گرمی مزاج].
و آنكه براى بواسير، اِستِنجاء بآب سرد [در حدیث] وارد شده، در صورتيست كه از حرارت باشد.
و آنكه در باب بادنجان وارد شده كه شِفا است (*المَحاسِن، بَرقیّ: 525، باب الباذنجان، ح 755)، مخصوص فصل رُطـَب است و براى كسى كه خرما ميخورد [تا سردی بادنجان و خشکی (سَوداء آوری) آنرا جبران سازد]؛ نه سائر اوقات.
و اما آنچه صحيح ميباشد از ائمه عليهم السّلام از دواهاى مرضها، آيات قرآنى و سوره‏ هاى قرآنى است و دعاها؛ بآن نوعهائى كه وارد شده بسندهاى قوىّ و طريقهاى صحيح...
و جناب نبوى صَلَّى اللهُ علـَيهِ و آلِهِ و سَلّم فرمود: «هر كه او را حمد شفا ندهد خدا او را شفا ندهد» [نظیر این حدیث در "اصول كافي"، شیخ کلینی، ترجمۀ مصطفوی،4/434، باب فضل القرآن، حدیث 22، چنین نقل شده است: عَنْ سَلَمَةَ بْنِ مُحْرِزٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ [الباقر] ع يَقُولُ: «مَنْ لَمْ يُبْرِئْهُ الْحَمْدُ لَمْ يُبْرِئْهُ شَيْ‏ءٌ»؛ و در کتاب "طِبّ الأئمّة(ع)" چنین آمده است: عن عبدِ اللّهِ بن سِنانٍ عن أبي عبدِ اللّهِ [الصّادق] علـَيهِ السّلامُ:‏ُ «... مَن لم يَشفِهِ القرآنُ فلا شَفاهُ اللّهُ» ].
************************************************************************
*تصحیح الاعتقاد، شیخ مفید(ره):
فرموده است شيخ مفيد (عَلـَيهِ الرَّحمة) كه:
((طبّ، صحيح است و علم بآن ثابت است و طريق آن وحى است و جز اين نيست كه اخذ نموده‏اند آنرا عالمان بآن، از انبياء عليهـِمُ السّلام؛ و اين بجهت آنست كه نيست [در آغاز امر طبابت، نزد مردم] طريقى بسوى علم بحقيقت درد، مگر بسمع؛ و نيست [باز هم در آغاز امر طبابت، نزد مردم] راهى بسوى شناختن دواء مگر بتوقيف [یعنی: نصّ فرمایش پیامبران به آنها، که فقط باید توقـّف و ایستادگی بر آن شود – شارح]، پس ثابت شد كه طريق آن [همچون سایر علوم بشری، در سرآغاز آن] شنيدن است از [خداوند] عالِم بخفيّات تعالىٰ [همانگونه که عالم شیعی اِثناعَشَریّ شهید، ابو حاتِم رازی(ره)(م322ق) در اوائل "أعلامُ النـّـُبُوَّة" تبیین نموده است...– شارح].
و اخبارى كه وارد شده است از [ائمّۀ] صادِقِين عليهـِمُ السّلام، تفسيرش قول حضرت امير المؤمنين ع است كه: «معده خانه دردها است و پرهيز سَرِ هر دوائى است؛ و عادت ده هر بدنى آنچه را كه معتاد است» [المِعدَة ُ بَيتُ الأدواءِ وَ الحِميَة ُ رَأسُ الدَّواءِ؛ عَوِّدْ كـُلَّ بَدَنٍ مَا اعتاد].
و گاه نفع مى‏بخشد در بعضى شهرها دوائى - از مرضى كه عارض ميگردد ايشانرا - آنچه سبب هلاكت ميگردد اگر استعمال كنند آن را در غير اهل آن شهر (يعنى گاهى دوائى براى يكنوع مرض در يكى از شهرها خوب است، ولى همان دوا در شهر ديگرى براى آن مرض مفيد نميباشد، از جهت اختلاف آب و هوا- مصحّح)؛ و گاه پسند ميباشد از براى قومى كه صاحِبان عادتى ميباشند آنچه پسند نميباشد از براى كسانى كه مخالف ايشان باشند در عادت.
و بوده‏اند حضرات ائمه صادقين عليهـِمُ السّلام كه امر ميفرموده‏اند پاره[ای] صاحِبان امراض را به استعمال نمودن چيزى كه ضرر ميرساند بكسى كه بوده باشد در او آن مرض؛ پس ضرر نميرسانده او را استعمال آن و اين بجهت علم ايشان بود بمنقطع شدن سبب مرض؛ پس وقتى كه [آن شخص] استعمال مينموده است آنرا، [آن چیز] استعمال شده بود با صِحّت، بدون شعور [شخص] بآن؛ و بوده است علم ايشان به آن، از جانب خداوند، بر طريقه معجزه ايشان و اينكه آن برهانى بوده باشد از براى اختصاص دادن ايشان بآن [= اِعجاز] و خـَرقِ [= شکافتن و نقض] عادت بمعنای آن [یعنی بمعنای معجزه – ش]؛ پس گمان نموده‏اند گروهى كه آن استعمال هر گاه حاصل شود با مادّۀ مرض، نفع بخشد؛ پس غلط نموده‏اند در آن و مُتضرِّر گشته‏اند در آن. و اين قسمى است كه ايراد ننموده است آن را شيخ ابو جعفر [صدوق] رَحِمَهُ اللَّهُ تعالى، و او مُعتمَد است در اين باب [بجهت تسلّط و احاطه ای که بر احادیث داشته]، و وجوهى را كه ذكر نموده است از احاديث، مُحتمِل ميباشد از براى آنچه كه وصف نموده، بحَسَب آنچه ذكر نموديم ما آن را)).

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh