48- باب وجوب تقیّه و عقوبت ترک کنندگان آن و لعن ایشان

چاپ

اعتقادات شيخ صدوق ره- ترجمه، ص: 131
باب (سى و نهم) اعتقاد در تقيّه:‏

ابن بابَوَيه رحمة الله عليه گويد: اعتقاد ما در باب تقيه آنستكه آن واجب است؛ هر كه ترك تقيه نمود مانند كسى است كه ترك نماز نموده.
و بخدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض شد كه: يَا ابنَ رسولِ الله ما مى‏ بينيم در مسجد مردى را كه فاش دشنام بدشمنان شما ميدهد و نامشان ميبَرَد. آن حضرت فرمود: چه مرض دارد؟ خدا لعنتش كند! ما را در معرض اذيّت مياندازد!
بتحقيق كه حقتعالى فرموده: ((دشنام مگوئيد آنانرا كه غير خداوند را ميخوانند كه آنها دشنام ميدهند خدا را بظلم و تعدّى بدون علم)) [الأنعام /108]؛[که حضرت امام صادق ع در تفسیر این آیه فرموده اند: یعنی دشنام ندهید آنها را زیرا که آنها نیز بر شما دشنام دهند] و اَيضاً آن حضرت فرمود: هر كه دشنام به ولىّ خدا دهد دشنام به خدا داده؛ و جناب نبوى - صلّى الله عليه و آله و سلّم - بأمير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه: هر كه دشنام بتو داد دشنام بمن داده و هر كه دشنام بمن داده دشنام بخدا داده و هر كه دشنام بخدا داد، دور افكند خداوند او را بر دو سوراخ بينيش [= به صورتش] در جهنم.
و تقيه واجبى است كه تركش جايز نيست تا خروج قائم - عليه السّلام‏ - و هر كه تركش كند پيش از خروج آن حضرت، بتحقيق كه از دين خدا بيرون رفته و از دين اماميه خارج شده و مخالفت خدا و رسول و ائمه – عليهِمُ الصّلاة ُ وَ السّلام - نموده.
و از آن حضرت سؤال شد از معنى اينكه حقتعالى فرموده كه:((گرامى ‏ترين شما در نزد خداوند اَتقاى [= با تقواترین/ پرهیزگارترین] شماست)) [الحُجُرات/13]،  فرمود: عمل‏ كننده ترين شما بتقيّه.
و بتحقيق كه حقتعالى مُرخَّص [= مُجاز] فرموده اظهار دوستى كافران را در حال تقيه و فرموده: ((بايد مؤمنان كافِران را دوست نگيرند غير از مؤمنان؛ و هر كه بكند اين كار را نيست در هيچ چيزى از خدا؛ مگر اينكه تقيّه نمائيد از كافران، تقيّه ‏اى)) [آل عِمران/28].
و اَيضاً فرموده كه: ((منع نمی فرمايدتان خداوند از آنانكه جنگ با شما نكردند در دين و شما را بيرون ننموده ‏اند از ديارتان، كه نيكى بآنها كنيد و بسوى آنها سلوك [= رفتار] باِعتدال نمائيد، بدرستى كه خداوند دوست مى دارد منصفان را. منع نمينمايد خدا شما را جز آن كسانى كه مقاتله نمودند با شما در دين و شما را از ديارتان اخراج نمودند و معاونت يكديگر كردند بر اخراج شما، و منع ميفرمايد از آنكه دوست گيريد آنها را؛ و آنكسانی كه دوست میگيرند آنها را، ظالمانند)) [المُمتَحَنـَة/ 8و9].
و حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه:"[گاه میشود که من] خود ميشنوم كلام مردى را در مسجد و او مرا دشنام میگويد و پنهان میشوم از او بپشت ستون كه مرا نبيند [که با دیدن من، بیشتر دشنام دهد]".
و ايضاً فرموده [یکی از صادقـَین – امام باقر یا امام صادق – علیهـِمَا السّلامُ]: و مخالطه نمائيد با مردم بظاهر و مخالفت ايشان كنيد بباطن، مادام كه حكمرانى"بچه ‏بازى" است*.
[*علاّمۀ مجلسی(ره) در توضیح ذَیل این حدیث شریف مینویسد: ... و مراد از صِبیانیّة (= بچه بازی) آنست که حاکم و امیر مانند کودکان باشد در کمی عقل و سَفاهت (= نفهمی و نادانی)؛ یا معنی اینستکه بـِناءِ حکومت بر حقّ نباشد، بلکه بر هواهای باطله باشد، همچون بازی کودکان و... مراد، تشبیه آنست به حکومتی که مشتی کودک (= صِبیان) گرد آن جمع شده باشند - بـِحار الأنوار،ج‏72، ص: 436‏].
و اَيضاً فرمود: رياء با مؤمن شرك است و با منافق در خانۀ او عبادت است.‏
و اَيضاً فرمود كه: هر كه با آنها[= مخالفین] در صفّ اوّل نماز كند گويا با رسول خدا (ص) در صفّ اوّل نماز گزارده.
و اَيضاً فرمود: عِيادت نمائيد مَرضاى [= مریضان] آنها را و حاضر شويد جنازه‏ هاشان را و نماز گزاريد در مسجدهاشان.
و اَيضاً فرمود كه: براى ما [به نیکی رفتارتان] زينت باشيد؛ و بر ما [به زشتی رفتارتان] عار مباشيد.
و اَيضاً فرمود: خدا رحمت كند كسیرا كه محبوب سازد ما را پيش مردم و مبغوض ننمايدمان نزد ايشان.
و نام قصه ‏گويان [= قَـَصّاصین] نزد آن حضرت مذكور شد، حضرت فرمود: خدا لعنتشان كند! تشنيع بر ما ميكنند، يعنى سبب تشنيع [= بدگوئی و عیب جوئی] مخالفان بر ما مى‏شوند.
و از آن حضرت سؤال شد كه آيا گوش‏ دادن براى سخن قصه گويان حلال است؟ فرمود نه.
و فرمود: هر كس گوش دهد به سخنگوئى، بندگى او نموده؛ پس اگر آن سخنگوى از جانب خدا باشد، مُستمِع، بندگى خدا نموده و اگر ناطق از جانب ابليس باشد، مستمع، عبادت ابليس نموده.
و از آن حضرت سؤال شد از معنى اينكه خداوند فرموده كه: ((شاعران را پيروى كنند گمراهان)) [=الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ – سورة الشّـُعَراء/224]؛ فرمود: آنها قصه‏ گويانند*.
[*یعنی: داستان سرایان افسانه پرداز، که دروغ تحویل عوامّ کالأنعام (= مثل چارپایان) دهند؛ چنانکه نقـّالان ایران در قهوه خانه ها اشعار تماماً دروغ "شاهنامه" فردوسی را برخوانند و اوقات مردم را به این خُزَعبَلات (= چرت و پرت ها) ضایع سازند؛ عِوَض آنکه اخلاق و احکام وعلوم دینیّه و دانشها و فنون جدیده به ایشان بیاموزند تا جامعه از این انحطاط فرهنگی و اخلاقی و عقلی ناشی از فتنۀ مشروطه، بیرون آید؛ لیکن مشروطه خواه فقط بدنبال فسق و فجور و آزادی حیوانی خود است؛ چه کار به ارتقاء دین و اخلاق و فرهنگ ملّت دارد؟!!... – شارح]. 
و [امّا تقیّه، مُباح و حلال نمیسازد همکاری با مخالفان و مُساعَدَت با ظالمان و مُماشات و همراهی با ایشانرا در چیزی از بدعتها و ظلمهای ایشان، یا در تبلیغ و ترویج امر ایشان، بقول یا بعمل، و بتصریح یا بتلویح (= اشاره) یا بتقریر (= تأیید عملی و ضمنی)، و اگرچه به اجتماع اطراف ایشان باشد هنگام سخنرانی و نطق عمومی؛ الاّ اینکه اِکراه و اجبار کنند انسان را به آن – شارح]؛ جناب نبوى صلى الله عليه و آله فرمودند كه: هر كه وارد [بر] صاحب بدعتى شود و او را تعظيم و توقير نمايد، بتحقيق كه سعى در خراب كردن بـِناى اسلام نموده.
و اعتقاد ما در باره كسى كه مخالف با ما شود در يك امر از امور دين مُعايَنـَة ً[= بعَینِهِ = دقیقاً مثل و عین] اعتقاد ما است در باره آنكه مخالفت ما در جميع امور دين نموده باشد [چه، انکار یکی از آنها باز میگردد به انکار جمیع آنها؛ زیرا که همگی نازل شده اند از جانب خدایتعالیٰ – شارح].

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh