46- تصحیح الاعتقاد، شیخ مفید/ شناخت غلوّ و غلوّ کنندگان و حلاّجیّه و صوفیّه - لعنهم الله

چاپ

* فرموده است شيخ مفيد - رَحِمَهُ اللهُ تعالى - كه:
غلوّ در لغت، گذشتن از حدّ است و بيرون رفتن از ميانه روى. فرموده است خداوند تعالى: يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَـَى اللّهِ إِلَّا الْحَقَّ...[= ای اهل کتاب، در دین خود، مبالغه نکنید و مگوئید بر خداوند مگر سخن حقّ را...] - تا آخِر آيه (نساء/171)؛ پس نهى فرموده است خداوند تعالى از در گذشتن از حدّ، در باب مسيح عليه السّلام و حذر فرموده است بيرون رفتن از ميانه روى در گفتار را؛ و گردانيده است آنچه را كه ادعا نمودند آن را نـَصارٰى در باب عيسىٰ عليه السّلام غلوّ، بجهت تجاوز نمودن ايشان از حدّ، بنحویكه بيان نموديم ما آن را. و غاليان از كسانى كه ظاهرا اسلام را بر خود بسته بودند، كسانيند كه نسبت دادند امير المؤمنين و امامان از ذريه او را عليهم السّلام بسوى خدائى و پيغمبرى و وصف نمودن ايشان را در فضيلت در دين و دنيا بسوى آنچه تجاوز نمودند در آن از حد، و بيرون رفتند از ميانه روى و ايشان گمراهان و كافِرانند و حكم نموده در باره ايشان امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه بكشتن و سوزانيدن بآتش و حكم نمودند امامان عليهم السّلام بر ايشان بكافِر بودن و بيرون رفتن از اسلام [و برای همین ما امامیّه نیز حکم میکنیم به کفر صوفیّه و فلاسفه و شیخیّه و مثل ایشان از فِرَق ضالـَّۀ (=گمراه) مُضِلـَّة (= گمراه کننده) – شارح].
...‏ و مُفوِّضَه گروهى اند از غـُلٰات، و گفتارى كه بآن ممتاز گشتند از باقى غـُلات (يعنى فرق بين مُفوِّضه و ساير غـُلات) اعتراف ايشان بود بحادث شدن [= خلق گشتن] امامان عليهم السّلام و مخلوق بودن ايشان و نفى قديم [= بدون آغاز زمانی] بودن از ايشان، و نسبت دادن خلق و رزق را - با وجود [اعتقاد به] حدوث [امامان ع] - بسوى ايشان!! و ادّعاى ايشان اين بود كه خداوند تعالى مُنفـَرِد [یگانه خالق] بود بخلقت ايشان و اينكه مُحوَّل نمود بسوى ايشان خلق عالـَم را با آنچه در آن است وهمه افعال!!
و حلاّجیّه  نوعى از اصحاب تصوّف مى‏باشند، و ايشانند اصحاب اِباحه [= مُباح و حلال پنداشتن همه چیز برای عارف و رفع تکالیف شرعیّه از او!! – شارح] و قائل شدن بحلول [و وحدت وجود]؛ و بود حلاّّّّج (حسين بن منصور حلّاج – لـَعـََنـَهُ اللهُ) مخصوص باظهار تشيع [بلکه ادّعای بابیّت و نیابت از امام زمان عج!! – شارح] و اگر چه ظاهر امرش تصوّف بود [که بدعتی است از اهل سنـّت – شارح]. و آن جماعت حلاجيه قومى ‏اند مُلحِد و زِنديق [= فاسد العقیدة و بی دین] و به وهم مياندازند كه ايشان تقويت ميكنند هر گروهى را به دين ايشان [یعنی ریاکارانه با هر فرقه ای سازگاری از خود نشان میدهند – ش]؛ و ادعا مينمايند از براى حلاج باطلهائى چند را، و جارى میباشند در اين باب، مَجراى مَجوس [یعنی مثل و در حکم ایشانند در دین باطل خود] و ادعا نمودن ايشان از براى زردشت معجزات را، و جاريند مَجراى نصارٰى در ادعا نمودن از براى عُبّاد [= عابدان و راهبان] خود آيات و بَيِّنات را، و مجوس و نصارى نزديكترند بسوى عمل نمودن بعبادات از ايشان و ايشان دورترند از شريعتها - و عمل نمودن بآنها - از نصارى و مجوس.
...و كافى ميباشد در علامت غلوّ، آنكه: هر كس كه قائل بغلو ميباشد نفى ميكند از ائمه عليهم السّلام علامات حدوث [= حادث شدن و مخلوق بودن] را و حكم ميكند از براى ايشان بخداوندى و [یا به] قديم بودن [جوهر ایشان] صريحاً، يا بآنچه اقتضاى آن مينمايد، از خلق اعيان و اجسام [به تفویض الهی]، و اختراع نمودن جواهر [= ایجاد اصول مخلوقات، توسّط ایشان] و آنچه نيست مقدور عِباد [= بندگان] از اَعراض [جمع عَرَض، در مقابل جوهر؛ فروع مخلوقات که از اصول آنها پدید آیند، البته به زعم فلاسفه و در اصطلاح ایشان - شارح]...‏

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh