44- اعتقادات صدوق و مفید/ اعتقاد در عصمت و عدم منافات آن با اختیار

چاپ

اعتقادات صدوق ره، ترجمه، ص117و118:
باب «سی و ششم»: اعتقاد در عصمت انبياء و ائمّه و ملائكه‏:

ابن بابَوَيه رحمة اللَّه عليه گويد:

اعتقاد ما در شأن انبياء و رسل و ائمّه و ملائكه - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - اينست كه ايشان معصوم  و پاكيزه ‏شده ‏گانند از هر چركينى و آنكه ايشان هيچ معصيتى را مرتكب نمى شوند نه كبيره و نه صغيره، و نافرمانى حقتعالى نمی نمايند؛ هر چه امرشان ميفرمايد و هر چه مأمور ميشوند ميكنند[=لا يَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ، وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ- التحریم/6].

و هر كه ايشان را در حالى از احوالشان معصوم ندانسته، پس بتحقيق كه جاهل بحق ايشان شده، و هر كه جاهل به ايشان شد كافِر است [اگرچه گاهی بر حَسَب ظاهر، محکوم به اسلام است؛ مثل سُنـّیان و زیدیان – شارح].

و اعتقاد ما در شأن ايشان آنست كه از ابتداء امرشان تا آخر هميشه معصوم و كامل و تمام و عالم ميباشند، و در هيچ حالى از احوالشان مُتـَّصِف بنقصى و معصيتى و جهلى نمى‏ باشند [زیرا لازمۀ عصمت و وصایت و خلافت الهی همین ها است و اگر کوچکترین چیزی غیر از اینها باشد، سلب اعتماد مردم و تابعین از ایشان خواهد شد – شارح].

********************************************************

فرموده است شيخ مفيد علـَيهِ الرَّحمة كه:

((عصمت از خداوند تعالى براى حجّت خود، توفيق دادن و لطف است [از جانب او، در مصون بودن]... از گناهان و غلط نمودن (اشتباه كردن) در دين خداوند.
و عصمت تفضلى است از جانب خداوند تعالى بر كسى كه بداند كه چنگ خواهد زد بعصمت او، و اعتصام، كار آن شخص چنگ زننده [یعنی خود پیامبران و امامان ع] است.

و نيست عصمت، مانع از قدرت بر قبيح [و اختیار در انجام گناه]، و نه مُضطرّكننده [= مجبور و ناچار سازندۀ] آن شخص معصوم، بسوى حَسَن [= کار نیک] و نه مُلجأ كننده [= وادار نمایندۀ] او بسوى حَسَن؛ بلكه عصمت چيزيست كه ميداند خداوند كه هرگاه بكند آن را در بارۀ بنده [ای] از بندگانش، اختيار نمى‏ نمايد [آن بنده] با [وجود] آن [عصمت لطف شده به او] نافرمانى او را [با ترک ارادی و اختیاری عصمت خودش]؛ و [چنین] نيستند همه خلق، كه دانسته شود اين [اختیار صحیح در استفاده از عصمت خدادادی] از حال ايشان؛ بلكه دانسته شده [=افراد شناخته شده] از [میان] ايشان باين صفت [استفاده از عصمت، فقط] ايشانند ( [یعنی] آن كسانى كه برگزيدگان و نيكان از خلق‏اند). فرموده است خداوند تعالى: إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنـَى‏ [=براستی که آنانکه سبقت یافته بر ایشان وعدۀ نیکوی ما - انبياء/101) تا آخِر آيه... و فرموده است كه: وَ لَقَدِ اخْتـَرْناهُمْ عَلى‏ عِلْمٍ عَلَى الْعالـَمِينَ [= و براستی ما آنها (اولیاء و اَوصیاء بنی اسرائیل) را از روی علم و آگاهی بر عالـَمیان برگزیدیم - دخان/32) و...

و پيغمبران و [اوصیای]ِ بعد از ايشان - صلواتُ اللَّهِ و سلامُه عليهم - معصوم ميباشند در حالت پيغمبرى خود، از جميع كبائر و صغائر؛ و عقل تجويز مينمايند بر ايشان ترك مستحبّى را بدون قصد تقصير و معصيت [از فرمان خدا]، و تجويز نميكند بر ايشان ترك واجبى را از واجبات؛ مگر پيغمبر ما و امامان بعد از او - صلوات اللَّهِ و سلامُهُ عليهم - كه [چون بوده اند کاملترین خلق خدا و اولیاء او، پس] بودند سالم [هم] از ترك مستحب [وترک اَولـَی = کار بهتر] و [هم از ترک] واجب [چه] پيش از حالت امامت و [چه] بعد از آن.
و اما وصف نمودن ايشان بكمال در همه احوال ايشان؛ پس آنچه جزم بآن حاصل ميباشد كمال ايشان است در همه احوال ... و بتحقيق كه آمده است خبر بآنكه رسول خدا و امامان از ذُرِّيّۀ او - صلواتُ اللَّهِ و سلامُهُ عليهم - بودند حجتهاى خداوند از ابتدائى كه كامل نمود عقلهاى ايشان را [به عصمت از خطا] تا وقتى كه قبض نمود روح ايشان را، و نبود از براى ايشان [حتی در دوران کودکی و] پيش از حال تكليف، حال نقص و جهلى. پس بدرستى كه ايشان جارى مجراى عيسیٰ و يحيىٰ علـَيهـِمَا السّلامُ بودند در حصول كمال از براى ايشان با [وجود] صِغـَر سنّ، پيش از رسيدن بحدّ [بلوغ و تکلیف]؛ و اين امرى است كه تجويز مينمايد آن را عقول و انكار نمى ‏نمايند آنرا؛ و نيست بسوى تكذيب [این همه] اخبار، راهى...)).

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh