37- اعتقادات شیخ مفید/ اثبات کفر هر کس که غیر از شیعۀ دوازده امامی است
* [فصلی در مورد حدّ و مرز کفر]:
شيخ مفيد (عليهِ الرَّحمَة) فرموده است كه:
جائز نميباشد كه بشناسد خداوند را كسیكه كافِر باشد به او، و نشناسد او را كسیكه مؤمن باشد به او؛ و هر كافِرى به اصول ما [شیعیان دوازده امامی - ش] پس آن جاهل است بخداوند [و به دین مقبول نزد خدا – ش]، و هر آنكس كه مخالفت كند اصول ايمان [مقبول نزد خدا] را، [هرچند باشد] از نمازگزارندگان بسوى قبلۀ اسلام [یعنی اهل سنت و دیگر فرقه های ظاهراً اسلامی] پس او نزد ما جاهل [و کافِر] است بخداوند و اگر چه ظاهر كند گفتار بتوحيد او (يعنى اگر چه بزبان اقرار كند بر توحيد و خود را موحِّد [و مسلمان] داند) [یعنی: او مسلمان است ظاهراً؛ و نزد ما شیعیان، خون و جان و مال او محفوظ و محترم است در این دنیا؛ ولی نزد خداوند، او کافِر است باطناً و در قیامت، مُخلـَّد و جاویدان در جهنم خواهد بود، اگر بدون توبه بمیرد بر آن مذهب باطل دنیوی خود – شارح]. چنانكه كافِر برسول خدا صَلـَّى اللَّهُ علـَيهِ و آلِهِ [مثل یهودی و مسیحی و زرتشتی و بودائی و غیر ایشان... - شارح] جاهل [و کافِر] بخداوند تعالى است و اگر چه بوده باشد در ايشان كسى كه اعتراف كند به توحيد خداوند و ظاهر كند چيزى را كه به وهم مستضعفين [= انسانهای ساده لوح و ظاهربین و کم عقل و بی بصیرت] بيندازند كه آن [دین آنها هم نوعی] معرفت بخداوند تعالى است!!...*
[* مخفی نیست بر تدبّر کنندگان در آیات قرآن کریم، کافِر شمرده شدن غیر مسلمان، چه ظاهراً و چه باطناً، در دنیا و آخِرت؛ پس اگر در معنای این دو آیۀ کریمه نیک بیاندیشیم:
- البقرة / 62: ((إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارَى وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون))
= براستی، آنانکه به اسلام ایمان آوردند و آنانکه یهودی یا مسیحی یا از صابـِئین (= پیروان برخی پیامبران، که عقائد شرک آمیز به دین خود افزوده اند) هستند، هرکس از ایشان، ایمان صحیح به خداوند (یعنی دین اسلام) بیاورد و عمل صالح و نیک انجام دهد (با گرویدن به دین صالح و نیک اسلام)، اجر و پاداش ایشان نزد خداست و در قیامت نیز خوف و ترسی بر آنها نیست و اندوهگین نخواهند گشت.
- المائدة /69: ((إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون))
- به همان معنای آیۀ فوق (بدون وعدۀ پاداش)؛
[پس از اندیشیدن در این دو آیه] در می یابیم که منظور از "ایمان" و "عمل صالح"، "قبول جمیع آن چیزیکه خداوند نازل فرموده است" میباشد [= جمیع ما اَنزَلَ اللهُ]؛ همانگونه که خود خداوند در آیات دیگری میفرماید:
- البقرة / 85: ((أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْض؟!)) = پس آیا شما به بعض کتاب خدا ایمان می آورید و به بعض دیگر آن کفر میورزید؟!
- النساء / 150: ((إِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُريدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُريدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً! أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ عَذاباً مُهينا)) = براستی، آنانکه کفر میورزند بخدا و رسولش، و میخواهند که جدائی بیفکنند بین خدا و رسولان او، و میگویند که به بعضی از ایشان ایمان داریم و به بعضی دیگر (مثل پیامبر اسلام – ص) ایمان نداریم، و اراده میکنند که راهی در این میانه برای خود اختیار کنند! پس ایشان حقـّاً کافِر هستند و ما برای کافران عذابی خوار کننده آماده کرده ایم.
- المائدة / 49: (( وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ )) = و بر حذر باش از ایشان که مبادا تو را از بعض آنچه که خدا بر تو نازل کرده، با فریب، منحرف سازند!
- الروم/31 و 32: ((وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً؛ كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فـَرِحُونَ!)) = و نباشید از مشرکان؛ از آنانکه دین خود را دچار تفرقه ساختند و فرقه فرقه شدند؛ و هر حزب و گروهی از ایشان بدانچه نزد خودش است دلخوش و مغرور هستند!
پس در اینصورت، یهود و نـَصارَی [= مسیحیان] و مَجوس [= زرتشتیان] و صابئون [قوم حضرت نوح –ع- یا حضرت یحیی –ع-] و غیر ایشان، همگی در این زمان که اسلام ظاهر شده، نزد ما کافِر هستند؛ زیرا به پیامبری حضرت محمّد مصطفی(ص) یا به خاتـَمیّت [= آخِرین پیامبر بودن] او"ایمان نیاورده اند"، با آنکه این اعتقاد، بخشی از "آنچه که از جانب خود خداوند نازل گشته است" میباشد؛ لذا هیچیک از ایشان مشمول پاداش مذکور در آن دو آیۀ کریمه (البقرة/62 و المائدة/69) نخواهند بود، زیرا "ایمان نیاورده اند" به "جمیع ما اَنزَلَ الله" و از این "عمل صالح و نیک" - که پذیرش حقّ است - روگردان شده اند.
پس چگونه گمان کرده اند "بعض بی دینان" این زمان [مثل هواداران پلورالیسم = تکثـّر گرایی = همه اندیشی] که صاحِبان ادیان و عقائد گوناگون، همگی بر طریق رستگاری و نجات هستند؟!! حال آنکه خداوند تعالی آیاتی بسیار در مَذَمَّت [= بدگویی] و تکفیر ایشان نازل فرموده و تصریح میفرماید که دین نزد خداوند فقط "اسلام" است و نه غیر آن [از ادیان حَقـّۀ منسوخه – که زمان آنها گذشته – و یا باطله – مثل شیخیّه و بابیّت و بهائیّت و...]:
- آلعِمران /19: ((إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ "الْإِسْلامُ" وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِساب)) = براستیکه دین نزد خدا فقط "اسلام" است و اختلاف نکرده اند اهل کتاب مگر بعد از آنکه آمده است ایشانرا علم به حقیقت، از روی ستمگری و حسد؛ و هرکس که کفر بورزد به آیات خدا پس براستیکه خداوند سریع الحساب است.
- آلعِمران/85:((وَ مَنْ يَبْتَغِ "غَيْرَ الْإِسْلامِ" ديناً فَلـََنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرين)) = و هر کس غیر از "اسلام" دینی دیگر بطلبد، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخِرت از زیانکاران خواهد بود.
- المائدة / 3:((الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ "الْإِسْلامَ" ديناً)) = امروز کامل نمودم دین شما را و تمام ساختم بر شما نعمت خودم را و پسندیدم "اسلام" را بعنوان دین برای شما.
- الصّفّ /7: ((وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَـَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعـَى إِلـَى "الْإِسْلامِ" وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ)) = و چه کسی ظالم تر است از آنکه افتراء بندد بر خدا به دروغ [و تحریف در کتب آسمانی یا تفسیر آنها]؟ درحالیکه دعوتش کرده اند به اینکه دین "اسلام" را بپذیرد. و خداوند هرگز هدایت نخواهد کرد ظالمان را.
- البقرة /145: ((وَ لَئِنْ أَتَيْتَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبـِعُوا قِبْلَتَكَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمينَ)) = و اگر (ای رسول) هر آیت و نشانه ای بیاوری برای اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان)، ایشان هرگز از قبلۀ دین تو تبعیّت و پیروی نخواهند کرد؛ و تو نیز هیچگاه تابع قبلۀ دین ایشان نخواهی بود؛ و ایشان نیز هیچگاه بعضی تابع قبلۀ دین بعض دیگر نخواهند شد؛ پس در اینصورت (که لـَجاجَت و سرسختی آنها را می بینی) اگر بخواهی که از هواهای ایشان تبعیّت و پیروی کنی (و دل ایشان را بدست آوری) پس از آنکه علم به حقیقت برای تو حاصل شده، در اینحال از ظالمین خواهی بود (در حقّ خودت و در حقّ دین حقیقی خداوند تعالی).
المائدة /51: ((يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ، بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ؛ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ؛ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين!)) = ای کسانیکه ایمان به اسلام آورده اید، هرگز دوست نگیرید برای خودتان یهودیان و مسیحیان (و امثال ایشان از ادیان دیگر) را، که آنها (علیه شما مؤمنان) برخی یاور و یار برخی دیگرند؛ و هرکس از شما ایشانرا دوست خود بگیرد، خودش هم از زُمرۀ آنهاست! (در گناه و عذاب آخِرت)؛ و براستیکه خداوند هرگز هدایت نمیکند ستمگران (به خود یا به دین الهی حقّ) را... – الشارح].
[دلیل بر کفر باطنی همگی فرقه ها غیر از "فرقۀ ناجیۀ" شیعۀ دوازده امامی (اِثناعَشَریّه)، با وجود بحساب آمدن ایشان از مسلمانان بر حَسَب ظاهر]:
و فرموده است خداوند تعالى كه: فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ، ثُمَّ لا يَجِدُوا في أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً ...** [= پس نه! قسم به پروردگارت که ایشان ایمان حقیقی نیاورده اند تا آن هنگام که تو را حَکـَم قرار دهند در آنچه که بین ایشان سبب اختلاف و نزاع شده باشد؛ سپس در نفس خود نیابند حَرَجی[= نارضایتی و دلتنگی] از آنچه که تو(پیامبر-ص) حُکم میکنی و کاملاً تسلیم امر تو باشند ] (نساء/ آيه65)**...
[** در این آیۀ کریمه تعریضی [=طعنه ای] است بر عامّه [= اهل سنـّت] و فرقه های دیگر اسلامی که غیر از شیعۀ إثنـَی عشریّه [=دوازده امامی] هستند، چه ایشان همگی با ما منازعه و "تشاجُر" [=مشاجره] دارند در امر اعتقاد به امامت دوازده امام (عَلـَیهـِمُ السَّلامُ) که جملگی منصوب اند از جانب خداوند تعالی به وصایت و جانشینی پیامبر اکرم (صَلـَّی اللهُ عَلـَیهِ وَ آلِهِ و سَلـَّمَ) به نصّ صریح احادیث و وصایای منقوله از خود آن بزرگوار؛ ولی، اینها "حَکـَم قرار نمیدهند پیامبر(ص) را در اختلافات و مشاجرات خود با ما"، به اینکه وصایا و نصوص خود آن حضرت را در مورد دوازده امام(ع) بپذیرند؛ پس هر کس حتی اگر ایمان به یک نفر از دوازده امام(ع) نداشته باشد، و یا اینکه در چیزی از عقائد و اعمال خود پیرو ایشان نباشد، نزد خدا کافِر است باطناً؛ هرچند در این دنیا در زُمرَۀ جماعت مسلمین محسوب میشود ظاهراً؛ و دلیل بر کفر او (باطناً) همین آیۀ کریمه است، که ایشان "از فرمایش و حکم رسول خدا(ص) ناراضی و دلتنگ هستند و تسلیم امر پیامبر خود نیستند"؛ پس چگونه تواند بود که ایشان مسلمان و مؤمن به دین خدا باشند؟!!*– شارح].
[* در تأیید فرمایش شارح – مرحوم آقا سیّد ابراهیم نجفی رَحِمَهُ اللهُ – این حدیث را نیز از منابع اهل سنـّت میتوان بعنوان یک نمونه آورد:
[كنز العُمّال/ متقی هندی/ ج6/ ص44]: رسول خدا(ص) خطاب به «عَوف بن مالک»، فرمود: ای عَوف! چگونه خواهى بود و چه عكس العملى نشان خواهى داد، اگر امّتم به هفتاد و سه فرقه تقسيم شوند؟ يك فرقه از آنها بر حق و اهل بهشتاند (فرقۀ ناجیه) و مابقى - هفتاد و دو فرقه ديگر - بر باطل و اهل دوزخاند؟! (تا آنجا كه فرمود:) پس از اين، فتنهاى ظاهر مىشود كه همه جا را تار مىسازد. پس از آن، آتش فتنهها يكى بعد از ديگرى زبانه مىكشد تا مردى از خاندانم به نام «مَهدىّ» (عج) ظهور مىكند. پس اگر او را درك كردى، از وى پيروى كن تا در نتيجه از هدايتيافتگان و مهتديان باشى.
«طـَبَرانى» نیز اين حديث را از «عوف بن مالك» روايت كرده است – به نقل از: فضائل پنج تن(عليهـِمُ الصَّلاة والسَّلامُ) در صِحاح ششگانۀ اهل سنت، ج4،ص342).
* نیز: قال رسولُ اللهِ – صَلـَّی اللهُ علـَیهِ وَ آلِهِ و سَلـَّمَ: ((سَتـَفتـَرِقُ اُمَّتي ثـَلاثاً وَ سَبعـُونَ فِرقة ً؛ فرقة ٌ ناجيَة ٌوَ الباقونَ فِی النـّارِ = بزودی امّت من هفتاد و سه فرقه میشوند؛ یک فرقه از ایشان اهل نجات است و باقی هلاک شونده اند)) (بـِحارُ الأنوار/ علاّمۀ مجلسی/ ج30- ص337 و ج 36– ص 336).
(از مَدارکِ اهل سنت که این حدیث نبوی (ص) را نقل نموده اند:
- سُنـَن أبي داود / ك 34 السنة / باب 1 حديث 4596 و4597 .
- شیخ خـَطـّابی – از علماء عامّه – در تعلیق بر این حدیث (سَتـَفتـَرِقُ اُمَّتي عَلـَى ثـَلاثٍ وَ سَبعينَ مِلـَّة ً) نوشته است: در این حدیث دلالت است بر اینکه این فرقه ها هیچکدام خارج از دین نیستند [ظاهراً و در دنیا]، زیرا همگی آنها را پیامبر(ص) با تعبیر "اُمّت من" یاد فرموده است [البته بر حَسَب ظاهرشان و فقط در دنیا]...الخ.
- از دیگر منابع اهل سنت که این حدیث شریف را نقل کرده اند:
- التـِّرمِذيّ في "الجامع الصحيح" / ك 41 الإيمان / الباب 18 / حديث 2640 و2641؛
- ابنُ ماجَه في "السّـُنـَنِ" / ك الفتن 36 / الباب 17 / حديث 3991 و3992؛
- احمدُ بنُ حنبل في "المُسنـَد" / ج2/ 332 و ج3/ 145؛
- الدّارِمِيّ في "السّـُنـَن" / ك السَّير / الباب 75؛
المُتـّقی الهندی فی "كنز العُمّال" / ج1/ حديث 1052-1061 ، و ج11/ حديث 30834- 30838 و31583؛
- الحاکم فی "مُستدرَك الصّحیحَین" / ج1/ ص430 و...].






