32- صراط پلی جسمانی بر جهنم که همه باید از آن بگذرند
اعتقادات شيخ صدوق ره- ترجمه، ص: 86
باب (بيست و ششم) اعتقاد در صراط:
ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد: اعتقاد ما در باره صراط اينست كه آن حق است و آنكه آن راه و جـِسر(=پل) جهنم است و گذار كلّ خلق بر آن است. حق تعالى فرموده: احدى از شما نيست مگر آنكه البته وارد شوندۀ جهنم است* و اين بر پروردگار تو (يا محمّد - ص) حتم و لازم است [مریم/71].
[*یعنی وارد میشود بر پل جهنم و عبور میکند از آن بسوی بهشت؛ یا آنکه نعوذ بالله وارد میشود بر پل جهنم و سقوط میکند در داخل آن – شارح].
و صراط بوجه ديگر اسم معصومين عليهـِمُ السّلام است پس هر كس ايشان را در دنيا شناخت و اطاعتشان نمود حقتعالى او را گذار از آن صراطى ميدهد كه جِسر جهنم است در روز قيامت.
و جناب نبوى(ص) بجناب امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: يا على، چون روز قيامت شود من و تو و جبرئيل مينشينيم بر صراط و نميگذرد بر صراط مگر كسى كه براتى داشته باشد بولايت و مَحَبَّت تو.
*شیخ مفید (ره) در "تصحیح الاعتقاد" (حاشیۀ اعتقادات صدوق –ره) میگوید:
... و آمده است خبر بآنكه: صراط باريكتر است از مو و تيزتر است از شمشير بر كافِر...
[*شارح گوید: این تعبیر در اخبار متعدّدی آمده است؛ از آنجمله، آنچه که شیخ صدوق (ره) در مجلس سی وسوّم کتاب "اَمالیّ" خود (ص177) از امام صادق (ع) نقل نموده است که فرمودند: صراط از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است. برخى از مردم مانند برق از آن مىگذرند و برخى ديگر مانند دويدن اسب و برخى با دست و پا زدن و برخى نيز آويزان عبور کنند و آتش قسمتى از بدن آنان را فرا گيرد و قسمتى را رها كند.
و از آنجمله است آنچه که شیخ کلینی (ره) در "روضه كافى"( ج8/ ص 312/ ش 486) در وصف جهنم، از جابر از امام باقر (ع) روایت کرده که فرمود: پيغمبر (ص) فرمودند: روح الامين (جبرئیل-ع) بمن خبر داده است كه هرگاه خدای تعالی - كه جز او شايسته پرستش نيست – خلائق را در محشر بايستاند و اولين و آخرين ایشان را گرد آورد، دوزخ را با هزار مهار بياورند كه هر مهارى را يكصد هزار فرشته غِلاظ و شِداد در دست دارند و آن را بانگ و زبانه و ناله و تنفسى است و چنان دمى برآرد كه اگر خداوند عَزَّ و جَلَّ آن را تا فراغت از حساب پس نيندازد همه را بهلاكت رساند! سپس از آن يك شعلۀ بلند برآيد كه بهمه خلائق از نيك و بد احاطه كند و هيچ آفريده و بنده خدا نماند، حتی فرشته و پيغمبر، جز اينكه فرياد كشد: پروردگارا بفريادم برس! به فريادم برس!، و تنها توئى كه ميگوئى: پروردگارا! بفرياد امتم برس! بفرياد امتم برس!
سپس بر آن صِراطی نهند باريكتر از مو و تيزتر از شمشير كه بر آن سه پل باشد: بر روى نخستین آن امانت است و رحمت؛ و بر دومى نماز است؛ و بر سومى حقوق پروردگار جهانيان - كه جز او شايسته پرستشى نيست - و مردم را تكليف كنند بر گذشتن از آن؛ پس رحمت و امانتدارى آنها را از عبور باز دارند و اگر از آن رها شوند نماز آنها را بازدارد و اگر از آن رها شوند پايان كار آنها با حقوق پروردگار جهانيان است - جلَّ ذِكرُه - و اينست قول خدا تبارك و تعالى: راستى كه پروردگارت در كمينگاه است(=إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ – الفجر/14). مردم بر روى صراط باشند يك گام لغزد و يك گام استوار نهد و فرشتهها گرد آن فرياد كشند: اى خداى كريم! اى خداى بردبار! درگذر و چشم بپوش و بفضل خود ببخش و سالم دار! و مردم چون پروانه بدوزخ فرو ريزند و چون كسى از آن نجات يابد به آن نگاهى افكند و گويد سپاس خدائى را سزا است كه مرا پس از نوميدى بفضل و منت خود از تو نجات بخشيد، براستى پروردگار ما بسیار آمرزنده و قدردان است(الفاطر/34).
شرح- از علاّمۀ مجلسى ره:«الامانة و الرحمة» (از توقفگاه های صِراط): امانت، پرداخت حقوق است بخدا و بخلق و خيانت نكردن در آن؛ و رحمت، ترحم بر بندگان خدا و ستم نكردن بایشان و كمك كردن بمردم و دفع زيان از آنها است...].






