24- رَجعَت یا بازگشت برخی مردم در زمان ظهور امام زمان عج

چاپ

اعتقادات صدوق ره - ترجمه، ص 73-77:
باب (هيجدهم) اعتقاد در رَجعَت [= زنده شدن و بازگشت برخی افراد در زمان ظهور امام زمان عج به دنیا]:

ابن بابَوَيه رَحمة اللَّهِ علـَيه گويد: اعتقاد ما در باب رجعت اينست كه برگشتن بدنيا حق است كه حق تعالى در قرآن فرموده: ((آيا [نظر نیافکنده ای] بسوى آن قوم كه بيرون رفتند از ديارشان و آنها چندين هزار ميبودند، از ترس مرگ؟ پس فرمود بآنها خداوند كه بميريد، باز زنده‏اشان نمود)) «1» آن قوم هفتاد هزار خانوار بودند و هر ساله طاعون در آنها مى‏افتاد و اغنيا چون ميتوانستند بيرون ميرفتند، و فقرا بعلت ضعفشان ميماندند؛ پس طاعون در آنها كه ميرفتند اندكى ميشد و در بازماندگان بسيار و بازماندگان ميگفتند اگر بيرون رفته بوديم طاعون بما نميخورد و بيرونيان ميگفتند اگر مانده بوديم ما را طاعون زده بود چنانچه آنها را زد. پس اتفاق نمودند بر آنكه كلّاً از ديار خود بيرون روند چون مَوسِم طاعون شود؛ پس بـِالتـَّمام بيرون رفتند و بر كنار دريا منزل كردند و چون بُنه‏هاى خود [را بر آن منزل بنهادند] حقتعالى آنها را ندا فرمود كه: بميريد! آنگاه مجموعشان مردند و گذرندگان، راه را پاك از [اجساد] آنها نمودند و بدين حال باقى ماندند چندان كه خدا خواست، بعد از آن يكى از پيغمبران بر آن مردگان گذشت كه او را اَرمِيا ميگفتند؛ ارميا عليه السّلام عرض نمود: "پروردگارا اگر خواهى هر آينه زنده‏ شان فرما [بلکه] از اين پس بلاد تو را آباد نمايند و بنده‏هاى تو را زايند و تو را بندگى كنند با سائر هر كه بندگى تو مينمايد". در آن حال حقتعالى باو وحى فرمود: ميخواهى آنها را براى‏ تو زنده كنم؟ عرض نمود: بلى. حقتعالى آنها را براى او زنده نمود و برانگيزانيد با او. و اين قوم [مثالی بودند برای رجعت که] مردند و بدنيا برگشتند و باز باَجَلهاى خود مردند.

و اَيضاً در قرآن فرموده: ((يا مانند آن شخصى كه گذر نمود بر قريَه اى وقتى كه ديوارهاى آن قريَه بر روى سقفهايش افتاده بود، آن شخص گفت: كِى زنده ميسازد خدا اهل اين قريه را بعد از مرگشان؟ پس حقتعالى ميرانيد آن شخص را صد سال؛ بعد از آن زنده‏اش نمود، فرمود چقدر وقت توقف نمودى؟ (يعنى در حالت مرگ) عرض نمود: يك روز يا پاره[ای] از روز؛ فرمود: بلكه صد سال توقف كردى! پس ملاحظه نما طعام و شرابت [یعنی نوشیدنیت] را متغير نشده و نگاه به اُلاغت كن - و بايد كه تو را نشانى قرار دهيم براى اعتقاد مردم - و نظر كن باستخوانها كه چگونه بالاى هم تركيب مينمائيم، پس گوشت بر آنها ميپوشانيم؛ چون آن شخص را حال معلوم شد گفت: دانستم كه خدا قادر بر كلّ اشياء است)) «2».
مُصنـِّف گويد: پس اين شخص مُرد صد سال؛ و باز بدنيا آمد و بعد باَجَل خود مُرد؛ و نام او عُزَير[ع - از پیامبران] است.

و حقتعالى در قصّۀ اشخاصی از قوم موسى عليه السّلام كه براى وعده‏گاه پروردگار انتخاب شده بودند فرموده كه: ((باز زنده كرديمتان بعد از مردنتان كه شايد شكر نمائيد)) «3» و بيان اين معنى آن است كه چون بنى اسرائيل سخن خداوند را استماع نمودند، گفتند كه اعتقاد نميكنم‏ ((تا خدا را عيان ببينیم)) «4» و لِهذا ((آنها را صاعقه گرفت بسبب ظلمشان)) «5» و مردند؛ موسى عليه السلام عرض نمود: پروردگارا چه جواب بنى اسرائيل بگويم وقتى كه بنزد ايشان برميگردم؟! پس حقتعالى آنها را زنده نمود و بدنيا برگشتند و خوردند و آشاميدند و زن گرفتند و اولاد براى ايشان بوجود آمد و باقى ماندند در دنيا و بعد باَجَلهاى خود مردند.

و اَيضاً در قرآن خِطاب بعيسى عليه السّلام فرموده: ((وقتى كه بيرون مى‏آورى مردگان را باذن من)) «6» پس همه امواتى كه حضرت عيسى عليه السّلام زنده نمودشان باذن خداوند بدنيا برگشتند و در آن باقى ماندند و بعد از آن باَجلهاى خود مردند.

و اصحاب كهف (( در غار كوه سيصد سال بخواب [مثل مرگ] ماندند، به نه سال زياده))«7»، باز حقتعالى آنها را زنده نمود و بدنيا برگشتند ((كه از هم احوال بپرسند))«8» و قصه ايشان معروف است...

و نظير اين فِقرات [=عبارات] بسيار است. پس بصحت پيوست كه رَجعَت در امتهاى گذشته ميبوده، و جناب نبى صلـَّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمودند كه: وقوع مييابد در اين امت مثل آنچه در امم سالفه ميبوده (حَذوَ) النَّعلِ بالنـَّعل و القـُذَّةِ بالقـُذَّةِ [=آنگونه که لنگه کفش با جفت خود و پَر تیر با پَر تیر همسان خود تنظیم میشود].
مترجم [حسنی ره] گويد: لفظ قذة بمعنى پر تير است و پرهائى كه بتير میچسبانند بيك اندازه است.
مصنـّف گويد: پس بنا براين قاعده لازم آمد كه در اين امت هم رجعتى باشد.

و مخالفان ما نقل نموده‏اند كه چون مهدى(عج) خروج نمايد عيسى بن مريم(ع) فرود آيد و در عقب او نماز گذارد.
و معلوم است كه نزول عيسى بزمين بمعنى عَود او است بدنيا بعد از مردنش، زيرا كه حقتعالى ميفرمايد: إِنِّي مُتَوَفـِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ؛ يعنى:((اى عيسى، بدرستیكه من قابض توام و بلند گرداننده توأم بسوى خود))«9». [جریان حضرت عیسی ع در حدیثی از "عيون أخبار الرضا - ع" - تألیف: شیخ صدوق – ترجمه: غفارى و مستفيد - ج‏1/442/ باب 19 از سخنان حضرت رضا - عليه السلام - ص 443 – چنین آمده: ((... زيرا او زنده به سوى آسمان برده شد و در بين زمين و آسمان قبض روح گرديد، سپس به آسمان برده شده و روحش به او برگردانده شد...))‏].
... و عَن قريبٍ [= بزودی] كتابى مختص به رَجعَت خواهم نوشت [= صدوق ره] كه مُشتمِل بر بيان كيفيت و اَدِلـَّۀ صحّت آن باشد اِن شاءَ اللَّه تعالى.

و اعتقاد تناسخ باطل است و هر كه بر [عقیده به] تناسخ باشد كافِر است؛ زيرا كه مُتضمِّن اِبطال جَنّت و نار [=بهشت و جهنم] است.
--------------------------------------------
1- [البقرة/243].
2- [البقرة/259].
3- [البقرة/56].
4- [البقرة/55].
5- [النساء/153].
6- [المائدة/110].
7- [الکهف/25].
8- [الکهف/19].
9- [آل عِمران/53].

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh