20- تصحیح الاعتقاد مفید/ تکمِلـَه، در احادیث مربوط به ارواح و احوالشان در برزخ

چاپ

*تصحیح الاعتقاد، شیخ مفید - در حاشیۀ همین بخش از "اعتقادات صدوق" - ترجمه:

... و روايت شده است از پيغمبر صلـَّى اللَّهُ عليهِ و آلِهِ، كه ايستاد بر سر چاه بدر، پس فرمود از براى مشركينى كه كشته گشته بودند آنروز و انداخته شده بودند در چاه [به این خِطاب] كه: ((هر آينه بتحقيق كه بوديد شماها بدهمسايه‏اى از براى رسول خدا صلـَّى اللَّهُ عليه و آلهِ ! بيرون نموديد او را از مكان ولادتش و رانديد او را ! بعد از آن، جمعيت فراهم آورديد بر سر او، پس جنگ نموديد با او ! پس بتحقيق كه يافتم من آنچه را كه وعده داده بود مرا پروردگار من حق، پس آيا يافتيد شماها آنچه را كه وعده داده آن را پروردگار شما حق؟)) پس عُمَر [که باطناً هیچگاه ایمان نیاورد] عرض نمود كه: "اى رسول خدا( ص) چيست خطاب تو از براى سرى چند [که هلاک گشته اند] ؟! ". پس فرمود آن حضرت ( ص) كه: ((ساكت شو اى پسر خطـّاب! پس بخدا سوگند است كه نيستى تو شنواتر از ايشان! و نيست ميانۀ ايشان و ميانۀ آنكه گيرند ايشان را ملائكه بگرزهاى آهن مگر آنكه بگردانم روى خود را چنين از ايشان!)).
و مَرويَّست از حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه الصّلاة و السّلام كه سوار شد آن حضرت( ع) بعد از فراغ از جنگ بصره، پس مى‏گرديد در ميانۀ صفهاى كشتگان تا آنكه گذشت آن حضرت( ع) بر كـَعب بن سَورَة - و بود او قاضى بصره كه والى نموده بود او را عمر بن الخطاب [و مشغول بود] بشغل قضاوت در ميانه اهل بصره زمان خلافت عمر و عثمان، پس چون كه واقع شد فتنه در بصره [=جنگ جَمَل]، آويخت در گردن خود مُصحَفى [=قرآنی] را و بيرون رفت با اهل و فرزند خود كه جنگ كند با امير المؤمنين عليه السّلام - در حالتى كه كعب افتاده بود در ميانه كشتگان، پس آن حضرت فرمود كه: بنشانيد [کعب را. پس او را نشاندند] بقدر يك نفس كشيدن [یا در میان دو نفر] و فرمود [به] او كه: ((اى كعب بن سَورَة! بتحقيق كه يافتم من آنچه را كه وعده داده بود مرا پروردگار من، حق؛ پس آيا يافتى تو آنچه را كه وعده داده بود پروردگار تو، حق؟!)). بعد از آن فرمود كه: بخوابانيد كعب را؛ و رفت آن حضرت اندكى، پس گذشت به طلحة بن عُبَیدِ اللَّه در حالتى كه افتاده بود، پس آن حضرت فرمود كه: بنشانيد طلحه را! پس نشانيدند او را، پس فرمود آن حضرت عليه السّلام: ((اى طلحه! بتحقيق كه يافتم من آنچه را كه وعده داده بود مرا پروردگار من، حق؛ پس آيا يافتى تو آنچه را كه وعده داده بود پروردگار تو، حق؟!)). بعد از آن فرمود كه: بخوابانيد طلحه را. پس عرض نمود خدمت آن حضرت، مردى از اصحابش، كه: اى امير المؤمنين( ع) چيست كلام تو از براى [این کشتگان] كه نميشنوند از تو؟! پس آن حضرت فرمود: ((ساكت شو، اى مرد! پس بخدا سوگند كه هر آينه بتحقيق كه مي شنوند كلام مرا، چنان كه شنيدند اهل چاه [بدر] كلام رسول خدا را صلى اللَّه عليه و آله!))...

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh