13- معنای استطاعت و توانایی انسان بر انجام عمل، بدون جبر
اعتقادات شيخ صدوق ره-ترجمه حسنى، متن، ص: 35
باب (نهم) اعتقاد در استطاعت(=توانایی بر انجام اختیاری یک عمل):
ابن بابَوَيه (رَحمة ُاللَّهِ عليه) گويد:
اعتقاد ما در اين باب همان است كه امام موسى بن جعفر (عليهـِمَا السّلامُ) فرموده، در وقتى كه شخصى گفت: آيا بنده، مُستطيع (=توانا) نميشود؟ آن حضرت فرمود: بلى، میشود؛ بعد از چهار چيز: بي مانع بودن شخص، و صحّت جسم، و سلامت اعضاء، و وارد شدن سببى براى او از جانب خدا؛ و چون باِتمام رسد اينها، بنده مُستطيع (=توانا بر انجام کاری) است. يكى عرض نمود: مثل چه؟ آن حضرت فرمود: مثل اينكه شخص بي مانع است و صحيح البدن و سالم الاعضاء؛ ليكن قادر بر زنا نيست مگر آنكه زنى را ببيند؛ و چون يافت زن را، يا اينست كه خدا نگاهش ميدارد [ نه به جبر؛ بلکه به راهنمایی و ارشاد]، پس سرباز ميزند، چنانچه يوسف (ع) سرباز زد؛ و يا خدا واميگذارد ميانۀ او و آن زن [را؛ زیرا راهنمایی و ارشاد قلب او ممکن نیست] و زنا ميكند و آن مرد [در این صورت، باِستطاعتِ خودش] زناكننده است «1» و اطاعت كرده نميشود خداوند بجبر نمودن او بنده را، و معصيت كرده نميشود بغلبۀ بنده بر خدا.
و شخصى از جناب [امام] صادق عليه السّلام پرسيد از معنى قول الهى: وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ؛ يعنى: بتحقيق كه بودند مجرمان كه تكليف كرده ميشدند بسجود در حالى كه سالم بودند در دنيا [القلم-43]؛ آن جناب فرمود: يعنى مستطيع سجود بودند و ميتوانستند كه فراگيرند عمل مأمور [=امر شده] را و ترك نمايند عمل مَنهـِىّ [=نهی شده] را و به اين امتحان شدند.
و جناب [امام] باقر عليه السّلام فرمود كه: در تورات نوشته: "يا موسى؛ بدرستى كه من آفريدم تو را و برگزيدم و قوتت بخشيدم و بطاعت خودم امرت نمودم، و از معصيت خود نهيت فرمودم؛ پس اگر فرمان مرا بردى تو را مدد مينمايم بر طاعت خود، و اگر نافرمانى كردى امدادت نميكنم بر معصيت خود، و مرا منت بر تو است در حال طاعت تو مرا و مرا حجت بر تو است در وقت معصيت نمودن تو مرا".






