12- باب فطرت و هدایت/ تصحیح الاعتقاد مفید: معنای فطرت
ص: 29-34
باب (هشتم) اعتقاد در فِطرت [=سرشت آفرینش انسان] و هدايت:
ابن بابوَيه رحمة اللّه عليه گويد:
اعتقاد ما در اين باب اينست كه خداى عزَّ و جلَّ، همه مردم را در اول، يگانه پرست آفريده؛ و اينست معنى قول الهى: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فـَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها [یعنی: ای رسول؛ از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده، پیروی کن][روم-30].
و حضرت صادق عليه السلام در بيان قول حقتعالى كه فرموده: ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ، يعنى: نبوده خداوند كه گمراه كند قومى را بعد از آنكه هدايتشان نمود، تا ظاهر سازد براى آنها آنچه را كه بايد از آنها پرهيز نمايند[توبه-115]؛ آن حضرت فرمود: يعنى تا بياموزدشان هر آنچه را كه وسيلۀ رضاى او است و هر چيزى را كه باعث خشم او است.
و اَيضًا در معنى قول الهى: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها، يعنى: در دل ِ هر نفسى انداخته بدعملى و تقوا [=پرهیزگاری] او را[شمس-8]؛ آن حضرت فرمود: يعنى آنكه: بيان نمود برايش آنرا كه بايد بعمل آورد و آن عملى را كه بايست ترك نمايد.
و ايضاً در شرح قول خداى تعالى: إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً [یعنی: براستی که ما راه صحیح را به انسان نمایاندیم؛ حال، او خود یا سپاسگزار است و یا ناسپاس] [دهر-3]؛ فرمود: يعنى راه را بآدمى شناسانيديم در حالى كه فراگيرنده راه است، يا ترككننده آن.
و در بيان قول حق جَلَّ شأنـُه: وَ أمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبّـُوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى، يعنى: و اما قوم ثمود، پس هدايتشان نموديم و بعد از هدايت، كورى را بر قبول هدايت ترجيح دادند[فـُصِّلت-17]؛ آن حضرت فرمود: ترجيح دادند در حالى كه ميدانستند.
و شخصى از معنى آيه: وَ هَدَيناهُ النـَّجدَين ِ[= و هدایت کردیم انسان را به شناخت دو راه آشکار] [بلد-10] پرسيد، آن حضرت فرمود: نـَجد خير و نجد شرّ؛ يعنى نموديم آدمى را راه خوبى و راه بدى.
و فرمود هر چه خداوند، حائل[و مانع] علم آن گرديده از بندگان، پس تكليف آن برداشته شده از ايشان.
و ايضاً فرمود كه: حقتعالى حجّة گرفته بر مردم بآنچه داده بايشان و شناسانيده ايشان را.
* شيخ مفيد رَحِمَهُ الهُف فرموده: ((... و فطرت، معنى آن آفريدن است چنان كه خداى متعال فرمود الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( سوره فاطر، آيه 1) اراده كرده بآن، خالق سماوات و ارض را على الابتداء و الاستقبال [و بدون سابقۀ قبلی]، ... امام صادق عليه السلام است فرموده اند: "خداوند مردم را بر خلق توحيد آفريده"؛ يعنى: عموم مردم را خداوند براى توحيد آفريده و براى اينكه او را واحد بدانند و مراد اين نيست كه خداوند از [وجود] آنها توحيد را طلبيده و اگر چنين باشد بايد همه مردم موحّد باشند ولى ما مىیابیم که در میان ما مخلوقين كسانى يافت ميشوند كه خدا را واحد نميدانند و او را بتوحيد عبادت نميكنند و اين خود دليل است بر اينكه خداوند توحيد را در [وجود] خلق خود نيافريده بلكه آنها را خلق كرده است تا توحيد را كسب كنند [به فطرت خود] و بدست آورند [به اندیشۀ قلب خود]؛ و شاهد گفتار ما قول حقتعالى است: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ( سوره ذاريات- آيه 56)، پس خداوند بيان فرموده كه: بندگان را خلق كرده تا آنكه او را عبادت كنند و ستايش نمايند.
و بتحقيق كه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايتى وارد شده كه عامّه و خاصّه آن را بقبول تلقـّى كردهاند. فرمود:
"كلّ ُ مَولودٍ يُولـَدُ فهُوَ علـَى الفِطرَةِ وَ اِنـَّما اَبَواهُ يُهَوِّدانِهِ أو يُنـَصِّرانِهِ أو یُمَجـِّسانِهِ"
يعنى: " هر فرزندى كه از مادر متولد شود بر فطرت توحيد است و جز اين نيست كه پدر و مادرش او را يهودى یا مسیحی یا زرتشتی ميگردانند"...)).[ترجمۀ این بخش از بیان شیخ مفید، از مصحِّح چاپ است، با اندکی تصرّف و تصحیح از ما – قائمیّه].






