11- قضاء و قدَر/ تحریم علوم ناظر در آندو مثل فلسفه و کلام

چاپ

ص: 25- 28
باب (هفتم): اعتقاد در قضاء و قدر:

ابن بابَوَيه [صدوق] رحمة اللَّه عليه گويد: اعتقاد ما در اين باب قول جناب صادق عليه السلام است كه در جواب سؤال زُرارَه فرمودند. [زراره]عرض كرد: چه ميفرمائيد در قضا و قدر؟ آن جناب فرمودند: " مى گويم كه چون جمع فرمايد خداوند بندگان را، از ايشان پرسش عهدى ميكند كه بايشان فرموده، و از آنچه قضا در بارۀ ايشان نموده سؤالشان نمى‏نمايد".
و سخن گفتن در قدَر الهى از مَناهى است [یعنی در شرع مقدّس از آن نهی شده است و بهمین جهت نزد فقهاء امامیّه، نظر در دو علم فلسفه و کلام، حرام است؛ زیرا مباحث این دو علم همواره به بحث پیرامون قضاء و قدَر و یا صفات یا ذات خداوند منجرّ میشود، که جملگی در روایات شیعه، تحریم شده است – شارح]، چنانچه جناب امير [المؤمنین علی] عليه السلام بمردى كه از قدَر سؤال نمود فرمود كه: "بَحري است عميق [و پر موج]! داخل در آن مشو! "؛ آن مرد دوباره پرسيد، فرمودند: "راهيست تاريك! در آن‏، راه مرو! دفعه سيم سؤال كرد، فرمودند: "سرّ خداوند است! بيجا مَشَقـّتِ فهمش را مَكِش! ". و ايضا جناب امير عليه السلام در باب قدر فرمودند: ((مُتنبّه شويد بتحقيق؛ كه قدَر سرّى است از سرّ خداوندى و سِتريست از سِتر[=پوشش] خداوندى و حِرزى است از حِرز[=محلّ محفوظ] خداوندى؛ در حِجاب الهى بالا برده شده [یعنی: از فهم بندگان بالاتر و خاصّ خود خداوندست – شارح] و از خلق خدا در پيچيده[=پوشیده] گرديده و به [مُهر] خدا مُهر شده؛ سابق در علم خداوند است [یعنی: از آغاز، خاصّ خود خداوند بوده است –شارح]؛ حقتعالى پايۀ بندگان را از دانستن قدَر پست‏تر آفريده و قدَر را بالاتر از مشاهده و ادراكشان گردانيده، زيرا كه در نمي يابند او را بحقيقت ربّانيّتش و نه بقدرت صَمَدانيّتش و نه بعظمت نورانيّتش و نه بعزّت وحدانيّتش؛ زيرا كه قدَر دريائى است مَوّاج و خالص است براى خدا، عمقش ما بين آسمان است و زمين، عرضش ما بين مشرق و مغرب [یعنی: بی اندازه وسیع و بی نهایت و بی حدّ و مرز است – شارح]؛ سياه، چون شب تاريكی بار [که هیچ چیز در آن دیده نمیشود]؛ بالا ميرود و يكدفعه پائين مى‏آيد [یعنی: موقعیّت آن نسبت به حوادث عالـَم هرگز قابل پیشبینی برای بشر نیست و فراز و فرود فراوان دارد – شارح]؛ پر از مارها و ماهيها است [یعنی: خطرهای بسیاری در آن ایمان انسان را تهدید میکند؛ همانند ماهی های بزرگ دریایی و مارهایی که جان انسان را تهدید میکنند – شارح]؛ در قعرش آفتابيست كه ميدرخشد [یعنی: فروغ قضا و قدَر، تابنده است بر جمیع کائنات و حوادث عالـَم خلقت – شارح]، سزاوار نيست [یعنی ممکن و جائز نیست] كه مطلع شود بر آن [آفتاب] مگر [خدای] يگانۀ فرد؛ پس هر كه در صدد اطلاع بر آن برآيد عِناد با خدا نموده در حكمش، و نزاع با او نموده در سلطنتش، و راز و سِتر خدا را فاش كرده [به دروغ و افترا و گفته های نادرست] و باز گشته بغضبى از خدا و جايگاه او جهنم است و بد جاى بازگشتى است جهنم!)).
و روايت شده كه جناب امير عليه السلام كناره گرفت از پيش ديوارى كه ميل كرده بود [به فروریختن] و رفت بمكان ديگر، شخصى عرض نمود: يا اميرَ المؤمنين! از قضاء خدا مي گريزي؟ آن جناب فرمودند: ميگريزم از قضاء خدا بقدَر خدا [زیرا قضاء، حکم خداوندست به فروریختن دیوار کج؛ و قدَر اندازه و میزان و شرائط اجرای قضای مذکورست – شارح]. و شخصى از حضرت صادق عليه السلام پرسيد كه: آيا افسون [و طِلـَسم و دعا] هيچ دفع قدَر مينمايد؟ فرمود: اين هم از قدَر است [یعنی: تأثیر دعا و طلسم و افسون نیز تحت قدَر و شرائط قضای الهی است – شارح].

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh