10- شیخ مفید(ره): توضیح گفتار شیخ صدوق(ره) در "اراده و مشیّت الهی"

چاپ

* فرموده است شيخ مفيد (عَلـَيهِ الرَّحمَة) كه: ((... و حق آنست كه خداوند اراده نمى‏نمايد مگر آنچه نيكو بوده باشد از افعال و نمى‏خواهد مگر جميل اعمال را و اراده نمى‏نمايد قبايح را و نمى‏خواهد فواحش را. برتر است خداوند از آنچه ميگويند آن را ظالمون، برترى بزرگى! فرموده است خداوند: وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ = نيست خداوند كه اراده نمايد ظلم را از براى بندگان[المؤمن-31]؛ و فرموده است كه: يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ = اراده مى‏نمايد خداوند در باره شما آسانى را و اراده نمى‏نمايد در باره شما دشوارى را [البقرة-185]؛ و: يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ( الى آخِر آيه) = و اراده مى‏نمايد كه بيان نمايد از براى شما طريقه‏هاى كسانى را پيش از شما بوده‏اند( تا آخر آيه) [النساء-26]؛ و نيز فرموده است: وَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيماً = خداوند اراده مى‏نمايد كه قبول توبۀ شما را كند و اراده مى‏نمايند كسانى كه متابعت شهوات مينمايند كه ميل كنيد شما از حق، ميل نمودنى بزرگ[النساء-27]؛ و نيز فرموده است كه: يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً = اراده مينمايد خداوند كه سبك كند از شماها و خلق شده است آدمى ضعيف[النساء-28]. پس خبر داده است خداوند سُبحانـَه، اينكه: اراده نمى‏نمايد در باره بندگانش دشوارى را، بلكه اراده مى‏نمايد در باره ايشان آسانى را؛ و اراده مى‏نمايد در باره ايشان بيان حق را و اراده نمى‏نمايد گمراهى را؛ و اراده مى‏نمايد سبكى را از ايشان و اراده نمى‏نمايد سنگين كردن كار را بر ايشان؛ پس اگر بود خداوند سبحانه اراده نمايندۀ معاصى ايشان، هر آينه مُنافى بود اين اراده با ارادۀ بيان حق از براى ايشان و آسان نمودن از براى ايشان. پس كتابُ اللّه گواه است بضدّ آنچه رفته‏اند بسوى آن گمراهان [اشاعِرَة، از سُنـّیان] و افتراءبندان بر خدا دروغ را !! برتر است خداوند از آنچه ظالمون ميگويند برترى بزرگى! و اما آنچه [اشاعره] آويخته‏اند و چنگ زده‏اند بآن از قول خداوند [در] آيه: فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ( الى آخِر آيه)، يعنى: پس كسى كه خواسته است خداوند كه بگشايد سينه‏اش را از براى اسلام( تا آخِر آيه) [الأنعام-125]، پس نيست از براى جبريّه [=اشاعره] چنگ زدن و آويختن بآن و نه در آن حجتى است [بنفع ایشان]، از جهت آنكه معنى اين آيه آن است كه: كسى كه اراده نمايد خداوند كه نعمت بخشد او را بجهت جزاء بر طاعتش، بگشايد سينه‏اش را از براى اسلام بلطفهائى كه عطا ميكند او را! پس بيشتر بنمايد از براى او بآن الطافِ هميشگى، طاعات را؛ و هدايت در اين موضع نعيم است؛ فرموده است خداوند تعالى در آنچه خبر داده است بآن از اهل بهشت كه: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا( الى آخر آيه)= حمد و ستايش مختص خداوند آنچنانى است كه هدايت نموده است ما را از براى اين[الأعراف-43]، يعنى نعمت بخشيده است ما را بآن و جزا داده است ما را بآن؛ و ضلال و گمراهى در اين آيه [125 سورۀ انعام] عذاب است. فرموده است خداوند تعالى كه: إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ= بدرستى كه گناهكاران در گمراهى و عذاب سَعير[=آتش شعله ور] اند[القمر-47]؛ پس نام گذارده است عذاب را ضلال و نعيم را هدايت و اصل در آن اينست كه ضلال هلاكت است و هدايت نجات؛ فرموده است خداوند در مقام حكايت از عرب كه: أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ، يعنى: هر گاه ما هلاك شديم در زمين، تازه [و دوباره] خلق خواهيم شد؟[السجدة-10]. و بوده باشد معنى در قول خداوند: "فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ" آنچه مقدم داشتيم آنرا؛ و در قول خداوند: "وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ" آنچه وصف نموديم آنرا؛ و معنى قول خداوند "يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً" سلب توفيق او است بجهت عقوبت او بر عِصيانش؛ و منع از او است الطاف را بجهت جزاء او بر بدى او؛ پس شرح صدر، ثواب اطاعت است بتوفيق؛ و تضييق صدر، عِقاب معصيت است بسلب توفيق؛ و نيست در آيه بنا بر آنچه ما بيان نموديم آنرا، شبهه [ای] از براى اهل خِلاف [=اشاعرة] در آنچه ادعا نموده‏اند آنرا كه: "خداوند گمراه مى‏نمايد از ايمان !! و منع مى‏نمايد از اسلام !! و اراده مى‏نمايد كفر را !! و ميخواهد ضلالت را !!".
و اما قول خداوند كه: وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً [=و اگر پروردگارت بخواهد، تمام آنانکه در زمین اند همگی ایمان آورند - یونـُس-99]؛ پس مراد بآن، خبر دادن از قدرت خود است و اينكه اگر خواسته باشد كه مُلجَأ [=ناچار و مجبور] كند ايشانرا بسوى ايمان و حمل كند [=اجبار کند] ايشانرا بر ايمان، به اِكراه و اضطرار، هر آينه[=براستی] بوده باشد قادر بر آن، ليكن خواسته است خداوند تعالى از ايشان ايمان را به طـَوع [= به میل و اطاعت] و اختيار؛ و آخر آيه دلالت ميكند بر آنچه ذكر نموديم آن را و آن قول خداوند است كه: "أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ= پس آیا تو خواهی که مردم را اجبار و اکراه کنی بر اینکه ایمان آورندگان با شند؟"؛  اراده مينمايد خداوند كه او قادر است بر اجبار ايشان بر ايمان، ليكن نميكند آنرا و اگر خواسته باشد آسانست بر او. و هر آنچه [اشاعره] مى‏آورند و چنگ ميزنند بآن از امثال اين آيه، پس قول در آن آنچيزیست كه ذكر نموديم آنرا و توجيه [=تفسیر و تأویل] ميكنيم آن را بنحوى كه بيان نموديم آنرا...)).

joomla 1.6 templates free
By Ghaemiyeh